برگردان به زبان ساده
رئیس دولت و دین ای اسیر دست اجل
شدی و رفت بهین حاصل جهان از دست
هوش مصنوعی: رئیس دولت و دین، تو که اسیر قدرت مرگ شدی و از دنیا رفتی، بهترین دستاورد زندگیات را از دست دادی.
زمانه نی در مردی در کرم بشکست
سپهر نی دم شخصی دم هنر دربست
هوش مصنوعی: زمانه در احترام به شخصیت و کرامت افراد شکسته شد، زیرا آسمان به این نتیجه رسید که هنرمندان و افراد بااستعداد در تاریخ همیشه حمایت شده و منزلتمند بودهاند.
دلم حریق وفاتت چو کرد خاکستر
یتیموار برو جان به ماتمت بنشست
هوش مصنوعی: دل من از غم فقدان تو میسوزد، مانند خاکستر یتیمی که پس از سوختن باقی مانده است. برو، جانم به خاطر غم تو نشسته و بیقرار است.
فغان ز عادت این رنج ساز راحت سوز
فغان ز گردش این جان شکار جورپرست
هوش مصنوعی: آه و ناله از عادتهایی که سبب میشوند راحتی را از ما بگیرند و رنج بر ما تحمیل کنند. ناله از چرخش این جان، که به دست کسانی افتاده که فقط به دنبال آزار و ظلماند.
که صورتی که به عمری نگاشت خود بسترد
که گوهری که به سی سال سفت خود بشکست
هوش مصنوعی: صورت زیبا و دلنشینی که عمری برای نمایش و زیباییاش تلاش شده، در یک لحظه برطرف میشود؛ مانند گوهری که سالها به سختی نگهداشته شده اما در نهایت، به راحتی شکسته میشود.
زمانه عقد کمالی گسست و ای دریغ
که آسمان نتواند نظیر آن پیوست
هوش مصنوعی: زمانه، دورهای از کمال و زیبایی را از هم گسسته است و افسوس که آسمان نمیتواند چیزی مشابه آن را دوباره به وجود آورد.
ز دامگاه عناصر چه فایدهست بگو
وزین کشنده دو دام سیه سپید که هست
هوش مصنوعی: از دامهای موجود در طبیعت چه نفعی حاصل میشود؟ بفرما از این دو دام خطرناک، یکی سیاه و دیگری سفید، که وجود دارند.
که روزگار پس از انتظار نیک دراز
بدین دو دام همین مرغ صید کرد و بجست
هوش مصنوعی: زمانی که پس از مدت طولانی انتظار درست و خوب، زندگی به ناگاه به من این دو فرصت را داد که موفقیت را به دست آورم و از آن بهرهمند شوم.
اگرچه در غم هجرت به نوک ناخن اشک
نماند مردمک دیدهای که دیده نخست
هوش مصنوعی: با اینکه در غم جدایی حتی یک قطره اشک هم در ناخن باقی نمانده، اما مردمکی در چشمانم هست که اولین بار آن را دیدهام.
وگرچه هیچ شبی نیست تا ز دست دماغ
هزار دیده نگردد ز اشک میگون مست
هوش مصنوعی: هر چند که هیچ شبی وجود ندارد که هیچ دشواری به وجود نیاید، اما دلهای دلتنگ به خاطر غم و اندوه، همواره در حال اشکریزی و ناله هستند.
زبان حال همی گوید اینت مقبل مرد
که از چه عید و عروسی کرانه کرد و برست
هوش مصنوعی: این بیت به حال مردی اشاره دارد که در مورد علت برگزاری جشن و عروسی تفکر میکند و از خود میپرسد چرا به این مراسم آمده است. این انسان در حال بررسی و تأمل در زیربنای این جشنها و مراسمهاست.
تو پروریدهٔ کابوک آسمان بودی
از آن قرار نکردی در آشیانهٔ پست
هوش مصنوعی: تو از آنچه در بلندای آسمان است، ساخته شدهای و نباید به جایی پایینتر از این سطح تن بدهی.
زمانه دل به تو زان درنبست میدانست
که ماهی فلکی را فرو نگیرد شست
هوش مصنوعی: زمانه به تو وابسته نیست، زیرا میداند که تو همچون ماهی در آسمان نمیتوانی به راحتی در دست کسی اسیر شوی.