شمارهٔ ۴۱۷ - در طلب هیزم
انوری
»
دیوان اشعار
»
مقطعات
»
شمارهٔ ۴۱۷ - در طلب هیزم
ای ز دست تجاسر خادم
شربهای ملال نوشیده
اختلالی که من دارد
نیست بر خاطر تو پوشیده
بدو ایام بیض و من صایم
وز خطا در صواب کوشیده
نیم جوشیده دیگکی دارم
قلقلش گوش نانیوشیده
از طریق کرم توانی کرد
بدو چوبش تمام جوشیده
شمارهٔ ۴۱۶ - در مدح پادشاه زمان: ای خدایت به پادشاهی خلق
شمارهٔ ۴۱۸: به نزدیک خواجه بدم چند روز
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
قطعه
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای ز دست تجاسر خادم
شربهای ملال نوشیده
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر جسارت و خودپسندیات، نوشیدنی تلخی را مزهمزه کردهای.
اختلالی که من دارد
نیست بر خاطر تو پوشیده
هوش مصنوعی: اختلالی که من دارم، برای تو پنهان نیست.
بدو ایام بیض و من صایم
وز خطا در صواب کوشیده
هوش مصنوعی: در روزهایی که دنیا به روشنایی و پاکی میرسد، من در حال روزه هستم و سعی میکنم از اشتباهات دوری کنم و به کارهای درست بپردازم.
نیم جوشیده دیگکی دارم
قلقلش گوش نانیوشیده
هوش مصنوعی: من یک دیگ کوچک دارم که در آن چیزی نیمپخته است و صدایش را میشنوم، مانند نانی که هنوز نخوردهام.
از طریق کرم توانی کرد
بدو چوبش تمام جوشیده
هوش مصنوعی: با لطف و مهربانی تو، میتوان به او کمک کرد، حتی اگر کار دشواری باشد.