برگردان به زبان ساده
ای بر در بامداد پندار
فارغ چو همه خران نشسته
: بهنظر میرسد که در صبح زود و در آستانه در، تو مانند خرانی که بیخبر و بیتوجه نشستهاند، آسوده و بیخیالی.
نامت به میان مردمان در
چون آتشی از چنار جسته
نام تو در میان مردم مانند آتش زبانهکشی میکند و همه جا را پر میکند.
ما را فلک گزاف پیشه
بر آخور شرکت تو بسته
چرخ گردون بیدلیل ما را به راه انبازی تو وابسته کرده .
نارسته ز جهل و برده هر روز
نوباوهٔ احمقی برسته
هر روز بر اثر نادانی، جوانان نادان و احمق بیشتری به دنیا میآیند.
با شومی جهل هرکه در ساخت
فالش نکند فلک خجسته
اگر کسی در کار ناپاکی و نادانی خطر نکند، سرنوشت خوبی برای او رقم خواهد خورد.
طفلند ممیزان و زینند
احرار چو دایه سینه خسته
ممیزان طفلند و از این رو آزادگان مانند دایه های سینه زخمی دارند
باری چو درخت سست بیخی
کم ده به تبر ز شاخ دسته
سختی و مشکلات زندگی مثل درختی هستند که در برابر بادهای قوی آسیبپذیرند. باید به خاطر داشت که در زمانهایی که شرایط نامناسب است، نباید به راحتی اجازه دهیم مشکلات ما را تحت فشار قرار دهند و باید با احتیاط برخورد کنیم.
در مجلس روزگارت این بس
کز درزه رسیدهای به دسته
در زن شمشیر نگاه تو آهن گذر است و کوه خارا گذر استگیرم بمیانه کوه خارا سپر استتیغ تو درد کوه و از آن کوه در است آهن گذر =تیغ اهن گذردگیات تنها همین کافی است که از سختیها و مشکلات عبور کردهای و به جمعی از مردم رسیدهای.
طوفان منازعت مینگیز
ای ساکن کشتی شکسته
هوش مصنوعی: ای کسی که در کشتی شکسته نشستهای، دیگر درگیر نزاع و دعوا نشوید.
اف از خور و خواب اگر نبودیم
در سلک تناسب از تو رسته
اگر به خواب و خوراک مشغول نبودیم، در این دنیا نمیتوانستیم به تناسب و هماهنگی با تو برسیم.