برگردان به زبان ساده
گویند که در طوس گه شدت گرما
از خانه به بازار همی شد زنکی لال
هوش مصنوعی: در طوس، زمانی که گرما شدت میگرفت، زنی که لال بود، از خانه به سمت بازار میرفت.
بگذشت به دکان یکی پیر حصیری
بر دل بگذشتش که اگر نیست مرا مال
هوش مصنوعی: روزی فردی به دکانی رفت و پیرمردی را دید که حصیر میبافد. او در دل خود احساس کرد که اگرچه چیزی در اختیار ندارد، اما در زندگی نیز چیزهای ارزشمندی وجود دارد که میتواند به آنها فکر کند.
تا چون دگران نطع خرم بهر تنعم
آخر نبود کم ز حصیری به همه حال
هوش مصنوعی: تا زمانی که مانند دیگران، در ناز و نعمت زندگی نکنید، نهایتاً برای لذت بردن از زندگی، همواره چیزی کم نخواهید داشت.
بنشست و یکی کاغذکی چکسه برون کرد
حاصل شده از کدیه به جوجو نه به مثقال
هوش مصنوعی: نشسته بود و یک تکه کاغذی بیرون آورد که حاصل چیزی بود که از کارش به دست آمده بود، نه به مقدار کم، بلکه به اندازهای خوب و قابل توجه.
گفتا ده ده ده گز حصصیری سره را چند
نه از لللخ و از ککنب وزنه نه نال
هوش مصنوعی: شخصی بیان میکند که در زمینهای خاص، چیزهایی وجود دارد که باید به دقت به آنها توجه کرد، اما برخی از این موضوعات ممکن است به دلیل عجله یا عدم توجه، نادیده گرفته شوند. اشاره به تأثیرات و وزنهای مختلف در تصمیمگیریها و انتخابها نیز وجود دارد. در نهایت، هشدار میدهد که باید جوانب مختلف را در نظر گرفت تا به نتایج بهتری رسید.
شاگرد حصیری چو اداء سخنش دید
گفتش برو ای قحبهٔ چونین به سخن زال
هوش مصنوعی: شاگرد حصیری وقتی سخنان او را شنید، به او گفت: برو ای زن بد، اینگونه صحبت نکن.
تدبیر نمد کن به نمد گر شو ازیراک
تا نرخ بپرسی تو به دی ماه رسد سال
هوش مصنوعی: اگر به فکر تدبیر و برنامهریزی باشی، زمانی که در دیماه سال به سر میبری، میتوانی به راحتی از کسی سوال کنی که قیمتها چگونه هستند.
جان من و آن وعدهٔ نطع تو همین است
از بس که زنی قرعه و گیری به ادا فال
هوش مصنوعی: جان من و آن وعدهٔ نطع تو همین است از بس که زنی قرعه و گیری به ادا فال
زندگی من و آن وعدهای که تو دادهای، به خاطر این است که تو قرعه میزنی و به رفتار تو مینگرم.
هان بر طبق عرض نهم حاصل این ذکر
هین در ورق هجو کشم صورت این حال
هوش مصنوعی: با توجه به قسمت نهم، نتیجه این ذکر را بررسی کن. بیا و در متن هجو، تصوری از این وضعیت را بکش.