برگردان به زبان ساده
باز دستم به زیر سنگ آورد
باز پای دلم به چنگ آورد
هوش مصنوعی: دوباره دستم را به زیر سنگ بردم و دوباره پای دلم را به چنگ گرفتم.
برد لنگی به راهواری پیش
پیش از بس که عذر لنگ آورد
هوش مصنوعی: یک لنگ به خاطر ناتوانیاش در پیش رفت، به آسانی توانست به جلو برود، چون همیشه برای ناتوانیاش بهانهای میآورد.
پای در صلح نانهاده هنوز
ناز از سر گرفت و جنگ آورد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی که به صلح و آرامش قدم گذاشته، هنوز هم خود را باج نمیدهد و در حالی که ناز و فخر دارد، به جنگ و درگیری برمیخیزد.
چون گل از نازکی ز باد هوا
چاک زد جامه باز و رنگ آورد
هوش مصنوعی: چون گل به خاطر لطافتش از باد آسیب دید، پوشش خود را از دست داد و رنگش تغییر کرد.
خواب خرگوش داد یک چندم
عاقبت عادت پلنگ آورد
هوش مصنوعی: مدتی در خیال و خواب غفلت به سر برد، اما در نهایت نتیجهاش به رفتار و عادتهای خطرناک و وحشیانه منجر شد.
خوی تنگش به روزگار آخر
بر دلم روزگار تنگ آورد
هوش مصنوعی: طبع سخت و کج خلق او در روزهای پایانی زندگیام احساس دشواری و محدودیت را به من القا کرد.
انوری را چو نام و ننگ ببرد
رفت و دعوی نام و ننگ آورد
هوش مصنوعی: انوری زمانی که از میان رفت، نام و آبرویش به یاد ماند. او با خود ادعای نام و آبرو را به همراه داشت.