برگردان به زبان ساده
جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم تو را
ور قصدِ آزارم کنی هرگز نیازارم تو را
هوش مصنوعی: من هیچ گناهی ندارم غیر از این که به تو عشق میورزم. اگر بخواهی به من آزار برسانی، هرگز نمیگذارم که آسیب ببینی.
زین جور بر جانم کنون، دست از جفا شستی به خون
جانا چه خواهد شد فزون، آخر ز آزارم تو را؟
هوش مصنوعی: این روزها به شدت از ستم و ظلم رنج میبرم، اما تو که نمیخواهی به من آسیب بزنی، پس چه چیزی در انتظارت است؟ آیا باز هم از آزار و اذیت من خسته نخواهی شد؟
رخ گر به خون شویم همی، آب از جگر جویم همی
در حالِ خود گویم همی، یادی بوَد کارم تو را
هوش مصنوعی: اگر چهرهام به خون بیفتد، باز هم از دلِ خوندمیدهام چیزی میجویم. در حال خود به یاد تو سخن میگویم.
آبِ رُخانِ من مبر، دل رفت و جان را درنگر
تیمارِ کارِ من بخور، کز جان خریدارم تو را
هوش مصنوعی: به من نزدیک نشو، چرا که دل من رفته و جان من در حال تماشاست. به کار من توجه کن و بدان که من از جانم برای تو میگذارم.
هان ای صَنَم! خواری مکن، ما را فرا زاری مکن
آبم به تاتاری مکن، تا دردسر نارم تو را
هوش مصنوعی: ای انسانی که برای من مهمی! لطفاً به من آسیبی نزن، ما را به زحمت نینداز. این کارها باعث ایجاد دردسر برای تو میشود.
جانا ز لطفِ ایزدی گر بر دل و جانم زدی
هرگز نگویی: انوری، روزی وفادارم تو را
هوش مصنوعی: عزیزم، اگر از سر لطف الهی بر دل و جانم تأثیر گذاشتی، هرگز نخواهی گفت که من، انوری، روزی به تو وفادار خواهم ماند.