برگردان به زبان ساده
گل رخسار تو چون دسته بستند
بهار و باغ در ماتم نشستند
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو مانند گل است و به خاطر این زیبایی بهار و باغها در سوگ نشستهاند.
صبا را پای در زلف تو بشکست
چو چین زلف تو بر هم شکستند
هوش مصنوعی: نسیم ملایم به زلفهای تو برخورد و به خاطر زیبایی و پیچیدگی آنها، خود را از پا درآورد و شکست.
که خواهد رست از این آسیب فتنه
که نوک خار و برگ گل نرستند
هوش مصنوعی: کسی که از این مشکلات و فتنهها نجات پیدا کند، در واقع برتری حیرتانگیزی به دست آورده است؛ زیرا حتی خار و برگ گل هم در چنین شرایطی نمیتوانند به رشد خود ادامه دهند.
کرا در باغ رخسارت بود راه
از آن دلها که در زلف تو بستند
هوش مصنوعی: هر کس که در باغ زیبایی چهرهات قرار دارد، باید از دلهای عاشقانی که در زلف تو گرفتار شدهاند، راه بگیرد.
که در هر گلستانش گاه و بیگاه
ز غمزهت یک جهان ترکان مستند
هوش مصنوعی: در هر باغی، هر از گاهی، از ناز و عشوهات جهانی از عشق و شادی به وجود میآید.
چو در پیش لبت از بیم چشمت
همه خواهندگان لبها ببستند
هوش مصنوعی: وقتی که چشمانت به خاطر ترس از لبانت ساکت شدند، همه کسانی که میخواستند به تو نزدیک شوند، زبانشان را به دهان گرفتند.
منه بر کار این بیچارگان پای
چه خواهی کرد مشتی زیردستند
هوش مصنوعی: به کار این بیچارگان دخالت نکن، چون هر چه هم که بخواهی، آنها فقط یه گروه کوچک و ضعیف هستند.