برگردان به زبان ساده
ز عشق لاف تو ای پیر فوطه پوش خطاست
که عشق و فوطه و پیری بهم نیاید راست
هوش مصنوعی: عشق تو را به طور واقعی نمیتوان با لباس و سن پیری شبیه کرد، زیرا عشق و پیرسالی به هم نمیخورند و نمیتوانند یکدیگر را توجیه کنند.
تو را که هست دو عارض سپید و جامه کبود
دلت سیاه و رخت زرد و اشک سرخ چراست
هوش مصنوعی: تو که دو گونه زلف سفید و لباس آبی داری، دل تو سیاه است و لباس تو زرد و اشکهای تو هم سرخ است؛ چرا اینگونهای؟
تو را به عشق همه راستگوی نشناسند
و گرچه بر تو اثرهای عاشقی پیداست
هوش مصنوعی: بعضی از مردم شاید به دلیل عشق و情感ی که نسبت به تو دارند، هرگز نتوانند تو را به درستی بشناسند، حتی اگر نشانههای عاشقانهی تو برای دیگران مشهود باشد.
مگر که بشکنی از بهر عشق توبه و نذر
که نذر و توبه شکستن ز بهر عشق رواست
هوش مصنوعی: اگر به خاطر عشق، عهد و نذر خود را بشکنی، اشکالی ندارد، چون شکستن عهد و نذر به خاطر عشق پذیرفتنی است.
سخن ز رَحل مگوی و ز رَطل گوی سخن
که عاشقی و به دست تو رطل باده سزاست
هوش مصنوعی: راز عشق را با کلمات بیمعنا بیان نکن و به جای آن، از شراب و لذتهای آن سخن بگو، زیرا عاشق بودن و در دستان تو بودن، خود به اندازهی یک رطل شراب ارزش دارد.