برگردان به زبان ساده
مشکن صنما عهد که من توبه شکستم
وز بهر تو در کنج خرابات نشستم
هوش مصنوعی: ای معشوق، پیمانی که با تو بسته بودم را نشکن! چرا که من توبهام را شکستهام و به خاطر تو در خماری و بیخبری نشستهام.
اندر صف خورشیدپرستان شدم اینک
زیرا که میان سخت به زنّار ببستم
هوش مصنوعی: اکنون من در جمع پیروان خورشید قرار گرفتم، چرا که خود را بسیار به زنجیر و محدودیتها بستهام.
پیش تو برم سجده میانبسته به زنّار
تا خلق بدانند که خورشیدپرستم
هوش مصنوعی: من در برابر تو سجده میکنم و زنجیر به خود بستهام تا مردم بدانند که من پرستنده خورشید هستم.
بندم کن و حدّم بزن ای شحنهٔ خوبان
کز هجر تو دیوانه و از عشق تو مستم
هوش مصنوعی: من را با محبت خودت در بند بکش و محدودم کن، ای نگهبان خوبان، زیرا من به خاطر دوری تو دیوانه و به عشق تو مست و سرمست هستم.
از مستی و دیوانگی من چه گریزی
کز تو گذرم نیست به هر حال که هستم
هوش مصنوعی: من از حالتی که دچار شیدایی و جنون شدهام، فراری نیستم چرا که هیچ راهی برای دوری از تو ندارم، هرچقدر هم که باشم.