* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
مشک نقاب قمر خویش کرد
سیم حجاب حجر خویش کرد
هوش مصنوعی: عطر مشک مانند چهره زیبای ماه را پنهان کرد و فضیلت و زیبایی خود را به شکل حجاب سنگ درآورد.
تا من بیچارهٔ دل خسته را
عاشق اندوه بر خویش کرد
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی از دلشکستگی و عاشق شدن به درد و اندوه اشاره دارد. گوینده خود را در وضعیت ناامیدی و ناراحتی مییابد که او را به عشقورزی نسبت به غم و اندوه خود سوق داده است. به نوعی، این احساسات منفی به بخشی از وجود او تبدیل شده و او در این مسیر گرفتار شده است.
عیش من از ناخوشی آن خوش پسر
همچو شرنگ از شکر خویشکرد
هوش مصنوعی: زندگی من از ناراحتی آن پسر خوشحال است، درست مثل اینکه زهر از شکر خود را میسازد.
دید دلم ناوک مژگان او
حلقهٔ زلفش سپر خویش کرد
هوش مصنوعی: دل من دید که مژگان زیبای او مانند تیری است، و حلقههای موهایش به عنوان سپری برای خود ساخته است.
کردم با او ز لطافت بسی
آنچه پدر با پسر خویش کرد
هوش مصنوعی: من با او به نرمی و محبت، کارهایی کردم که پدر با فرزندش انجام میدهد.