برگردان به زبان ساده
روز رزم او چو رایتهای او صف برکشند
اختران از بیم سر در نیلگون چادر کشند
هوش مصنوعی: در روز نبرد او، وقتی پرچمهایش صفآرایی میکنند، ستارهها از ترس در زیر چادر آسمانی پنهان میشوند.
تیغ جان آهنج او چون برکشد سر از نیام
خلق باید تا به میدانش تن بی سر کشند
هوش مصنوعی: وقتی تیغ جان آهنج او بیرون آید، مردم باید از ترسش بیسر به میدان بروند.
خون فشاند بر فلک چندان که حوران بهشت
از پی آن تا نیالایند، دامن برکشند
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به شدت احساساتی و عاطفی خود را به تصویر میکشد. او میگوید که چنان زخم و درد در درون او وجود دارد که این شدت احساس باعث میشود حوریان بهشت نیز از آن دوری کنند و حتی دامن خود را از آن وضعیت بکشانند. به عبارتی، شدت این درد و اندوه به حدی است که هیچ موجود زیبایی نمیتواند آن را تحمل کند.
سایه گرزش اگر بر کوه آهن برفتد
کوه آهن ذره گردد، کت به پیشت درکشند
هوش مصنوعی: اگر سایه گرز (چیزی قوی و نیرومند) بر کوه آهن بیفتد، آن کوه آهن به اندازه یک ذره کوچک میشود و به همین راحتی به دوش میافتد.
ای خداوندی که هر جایی که تو لشکر کشی
بر اثر پیروزی و فتح و ظفر لشکر کشند
هوش مصنوعی: خدایا، تو که هر جا که میروی، لشکرت را به پیروزی و موفقیت میرسانی.