مفردات
اثیر اخسیکتی
»
دیوان اشعار
»
مفردات
شمارهٔ ۱ : در امثال عجم گویند خسرو هم نکو داند
شمارهٔ ۲ : در انتظار عراقی لطایف خوش تو
شمارهٔ ۳ : از کف ترکی چو ماه باده خور و باده خواه
شمارهٔ ۴ : شادم به غم تو گرچه شادی
شمارهٔ ۵ : گرچه سوگند آن خوری کاکنون نکوتر دارمت
شمارهٔ ۶ : توحید چو آفتاب عریان شدنست
شمارهٔ ۷ : فصل بهار وصل بتان اصل خرمی است
شمارهٔ ۸ : با دوستان وجود کنی آنچه می کنند
شمارهٔ ۹ : جز کف رادت به یک قرابه تلخ
شمارهٔ ۱۰ : به دانه ایست خالت افتاده در زنخدان
شمارهٔ ۱۱ : از زلف تو صد هزار منزل
شمارهٔ ۱۲ : یاد لب تو در شب تاریک میکنم
شمارهٔ ۱۳ : ز نان و آب که اصل حیات آدمی اند
شمارهٔ ۱۴ : کس چه داند که میانی و دهانی داری
شمارهٔ ۱۵ : ای صورت تو آیت زیبائی و خوشی
شمارهٔ ۱۶ : طنز کنی هر زمان که از تو چه دارم
شمارهٔ ۱۷ : سوزی است مرا در دل اما نه چنان سوزی