برگردان به زبان ساده
ای بجائی که پیش صورت تو
خانه بشکست نقشبند خرد
هوش مصنوعی: ای کسی که با زیباییات دلها را میشکنی و نقشهای زشتی را از بین میبری.
در نبندد شکسته بند قضا
هرکه را دست کین توشکرد
هوش مصنوعی: هر کسی که تحت تاثیر تقدیر و سرنوشت قرار بگیرد، نمیتواند از انتقام و کینهی تو جلوگیری کند.
جامه ئی داد خازن تو مرا
که کس از من به نیم جونخرد
هوش مصنوعی: خزانهدار جامهای به من داد که هیچکس جز من از آن باخبر نیست.
ور ندوزم مشبک است کزو
هفت عضوم برون همی نگرد
هوش مصنوعی: اگر به شکلی هنرمندانه و با دقت یک اثر را ندوخته باشم، هفت جزء از آن به وضوح نمایان خواهد شد.
زه جیبش چو چنگ ناله کند
لقمه از حلقم ار فرو گذرد
هوش مصنوعی: وقتی او از جیب خود شکایت کند، اگر لقمهای از گلویم پایین برود، چگونه میتوانم تحمل کنم؟
ور بسرفم در آن میان ناگاه
چو انار کفیده باز دَرَد
هوش مصنوعی: اگر در میانهی کار به ناگهان مانند دانههای انار که نرم و له شدهاند، دچار نقص یا مشکل شوم، دوباره به خودم میآیم.
مرد باید که در میانه او
نه بسرفد، نه دم زند، نه خورد
هوش مصنوعی: مرد باید در میان جمع نه خود را خفیف کند، نه صحبتهای بیخود بزند، و نه به طمعِ خوردن افتد.
بیش از وصف او قلیل و کثیر
نتواند زبان که برشمرد
هوش مصنوعی: زبان نمیتواند به طور کامل و به اندازه کافی ویژگیهای او را توصیف کند، چرا که او فراتر از هرکدام از آنهاست.
زانکه گر هیچ دم زنم تادیر
تا باقصای کاشغر ببرد
هوش مصنوعی: چونکه اگر هر لحظه بگویم، تا سالها طول میکشد که به دوردستی مانند کاشغر برسم.
داد باشد ز خازن تو مرا
با رهی این معاملت سپرد
هوش مصنوعی: از تو خواستهام که با راهی مشخص، این معامله را به من بسپاری.
بال این قطعه را بباید بست
پیش از آن، کز دهان من بپرد
هوش مصنوعی: باید این کار را انجام دهی و اجزا را به درستی کنار هم بچینی قبل از اینکه چیزی از دهان من خارج شود.