برگردان به زبان ساده
خوش آن دل کش بود محفل فروزی
خوش آن محفل که دارد دلفروزی
هوش مصنوعی: دل خوشی که در کنار دوستان باشد و محیطی شاداب و دلنشین ایجاد کند، بسیار زیباست. همچنان که جمع دوستانهای که مملو از شادی و دلگرمی است، خوشایند و دلپذیر است.
خوش آن روزی که با یاری سرآید
خوش آن شب کز درت شمعی در آید
هوش مصنوعی: روز خوشی خواهد بود که یاری به ما بپیوندد و شب دلپذیری خواهد بود که از در تو نوری بتابد.
درآمد شمع با روی درخشان
تو گویی تیغ زد خورشید رخشان
هوش مصنوعی: وقتی شمع با چهره درخشان تو وارد میشود، گویی خورشید با تیزی و درخشندگیاش دیده میشود.
نهاده همچو شاهان تاج بر سر
روان شد تا فراز کرسی زر
هوش مصنوعی: با شجاعت و عظمت، مانند پادشاهان خود را آماده کرده و به سوی جایگاهی بلند و با شکوه حرکت کرد.
چو کرسی خادمش بر فرش بنهاد
به کرسی پا چو ساق عرش بنهاد
هوش مصنوعی: وقتی که خدمتکارش صندلی را بر روی فرش گذاشت، آن صندلی به اندازهی پایهی عرش بلند شد.
به صورت گرچه شمعش نام بودی
بمعنی شاه ملک شام بودی
هوش مصنوعی: شمعی که نامش به زیبایی مشهور است، در حقیقت به زیبایی شاه و فرمانروا میماند.
چه شمعی چشم بد از روی او دور
بسان حوریان سر تا قدم نور
هوش مصنوعی: چشم حسد از زیبایی او دور است، مانند شمعی که نورش تمام وجودش را پوشانده و زیباییاش مثل حوریان سرتاسر درخشان است.
نگویم شمع، سروی نو رسیده
قبای شمع سان در بر کشیده
هوش مصنوعی: نگو که شمع هستم، بلکه مانند سروی تازه و جوان، لباسی مانند شمع بر تن کردهام.
ازین گلنار روی نازنینی
لبی با او چو لعل آتشینی
هوش مصنوعی: از این چهره زیبا و دلنواز، لبی دارم که مانند لعل آتشین درخشان و جذاب است.
به قد نخلی روان سر تا قدم خوش
چو نخل موم بس موزون و دلکش
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی شخصی اشاره دارد که قد و قامتش همانند درخت خرما خوشفورم و زیباست. همچنین، به لطافت و موزون بودن حرکاتش مانند موم اشاره میکند که دلنشین و دلربا است.
از آتش بر سرش تاجی زر اندود
زده مشکین اتاقه بر سر از دود
هوش مصنوعی: یک تاج طلایی بر سر دارد که از آتش شکل گرفته و فضای اتاقش پر از دود سیاه است.
قدی چون سرو نازی برکشیده
عجب سروی که گل از وی دمیده
هوش مصنوعی: دختر یا بانویی با قامت بلند و زیبا مانند سروی درختی ایستاده است. جالب اینجاست که از او گلهای زیبایی شکوفا شده است.
رخش گلگون ز تاب نار خوردن
عرق رفته ز رویش تا به دامن
هوش مصنوعی: چهره زیبایش از حرارت نار سبز شده و عرقی که از صورتش چکیده به دامنش رسیده است.
نمودی زیر ده پیراهن او
رگ جان از لطافت در تن او
هوش مصنوعی: تو با ظرافت و زیبایی خود، در دل او زندگی و حس زندگی را به وجود آوردی.
قدش چون نیشکر شیرین و دلجو
عجب شیرینی دلسوز با او
هوش مصنوعی: قد او مانند نیشکر شیرین و دلنواز است. واقعاً این دلسوزی و مهربانی او شگفتانگیز است.
باین خوش منظری سرو روانی
بدو نظارگی چشم جهانی
هوش مصنوعی: به این زیبایی که سرو و روانی دارد، دنیا را به تماشا میکشاند.