برگردان به زبان ساده
جز از تو قبله من گر بود به زیبایی
خدای را نپرستیدهام به یکتایی
هوش مصنوعی: به جز تو، هیچکس نمیتواند بهعنوان معبود من باشد. من به زیبایی تو خدمت نکردهام و تنها یک خدای یکتا را پرستیدهام.
گذشت عمر به امید وصل و میدانم
که عمر باز نیاید مگر تو باز آیی
هوش مصنوعی: عمر من سپری شد و با امید دیدار تو گذشت، اما میدانم که دیگر بازگشتی نخواهد بود، مگر اینکه تو به نزد من برگردی.
چنانکه جامه دران بی تو میکشم خود را
مگر کفن شودم رشتهٔ شکیبایی
هوش مصنوعی: من مانند کسی که لباس خود را درمیآورد، خود را کنار میزنم و خواهم دید که آیا این کار به من کمک میکند تا تحمل بیشتری پیدا کنم یا نه.
خوش آنکه همچو بهشت آییَم شبی در خواب
دری ز عالم غیبم به روی بگشایی
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که شبی در خواب بهشتی را ببیند و دفتری از عالم غیب را برای او بگشاید.
چو آفتاب صبوح از حجاب غیب برآ
که زنگ از آینه روزگار بزدایی
هوش مصنوعی: ای همچون آفتاب صبح که از پشت پرده غیب بیرون میآیی، بیایٰ تا غبار و زنگار را از آینهی روزگار پاک کنی.
به جان دوست که دستی که شُستی از خونم
به خون مردم آلوده دل بیالایی
هوش مصنوعی: به خاطر دوست، دستی که از خون من شسته شده، به خون کسانی که دلهای آلوده دارند، آغشته نکن.
اگرچه بی دل و سر گشته همچو پرگارم
بیا ثبات قدم بین و پای برجایی
هوش مصنوعی: هرچند که در زندگی دچار سردرگمی و وسوسه هستم، اما بیا و ببین که چقدر محکم و ثابت قدم ایستادهام و بر جایی که باید، پابر جا هستم.
ز داغ بهر تو چون لاله سینه سازم چاک
ز جیب جامه درم همچو گل به رعنایی
هوش مصنوعی: به خاطر محبت و دلتنگی برای تو، مانند لالهای، سینهام را میشکافم. از جیب لباس من، چون گلی، اشکهایم را به زمین میریزم.
کنون که بخت چو یوسف عزیزِ مصرت کرد
به نیم جو نخری عاشقان سودایی
هوش مصنوعی: اکنون که شانس و سرنوشت مانند یوسف عزیز به من روی آورده است، چرا باید عاشقان دیوانه را به کمترین چیز راضی کنم؟
دلا، تو این همه محنت چه میکشی از دهر
چرا به صدر جهان حال خویش ننمایی
هوش مصنوعی: ای دل، چرا این همه درد و رنج را در زندگی تحمل میکنی؟ چرا حال و احوال خود را به جهان نشان نمیدهی؟
سپهر مرتبه سید شریف عالیقدر
که هست ذات شریفش جهان بینایی
هوش مصنوعی: آسمان مقام بزرگ و شریفی است که ذات والا و شریف او، اساس بینایی جهان را تشکیل میدهد.
قضا چو گوش کند حکم نافذ الامرش
کشد فتیله غفلت ز گوش خودرایی
هوش مصنوعی: زمانی که تقدیر به گوش آید و حکم آن جاری شود، انسان باید از غفلت خود آگاه شود و آگاهی خود را افزایش دهد.
گر التفات کند حکمتش عجب نبود
اگر مزاج اجل را دهد مسیحایی
هوش مصنوعی: اگر حکمت به ما توجه کند، تعجبی ندارد اگر بتواند مزاج مرگ را به وضع مناسبی تغییر دهد و درمانی برای آن بیابد.
مقررست که صدر الصدور عالم اوست
معین است به خورشید عالمآرایی
هوش مصنوعی: معلوم است که در صدر همه چیز، عالم او قرار دارد و درخشش و زیبایی او مانند خورشید است.
برای امن و امان از محیط منشورش
به جای کشتی نوح است نون طغرایی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که برای حفظ امنیت و آرامش در برابر خطرات محیطی، منشور یا اصول مشخصی که به عنوان راهنما عمل میکند، همانند کشتی نوح در برابر طوفان و سختیهاست. اشاره به نون طغرایی نیز به عنوان یک نماد از حمایت و پشتیبانی در این زمینه است.
زمان دولت او بر مزاج پیر فلک
مفرحیست که بخشد خواص بُرنایی
هوش مصنوعی: دوران سلطنت او بر حال و احوال کهن آسمان اثر دارد و به او اجازه میدهد تا ویژگیهای خاصی را به برکت خود عطا کند.
اگر به کوه رسد برق خشم او چه عجب
که سنگ موم شود با وجود خارایی
هوش مصنوعی: اگر خشم او به کوه برسد، تعجبی نیست اگر سنگ هم به خاطر آن نرم و مانند موم شود.
حرارت غضبش گر رسد به بحر جهد
سمندر از نفس ماهیان دریایی
هوش مصنوعی: اگر خشم او به دریای عمیق برسد، حتی سمندر نیز از نفس ماهیهای دریا تلاش میکند تا از آن دور شود.
به گوش درکشد از نظم او نبات النعش
چو گوشواره در خوشهٔ ثریایی
هوش مصنوعی: صدای زیبا و دلنشین او همچون گوشوارهای است که در خوشهای از ستارههای آسمانی میدرخشد و جان را به وجد میآورد.
ایا بلند جنابی که در سجود ملک
سپهر قبله تو سازد و تو میشایی
هوش مصنوعی: آیا تو به قدری بلند مرتبه هستی که در حال سجود، فرشتگان با تمام وجود برایت ارزش قائل میشوند و تو نمیتوانی به اطاعت بیایی؟
به خاک پای تو کانجا که دست همت تست
وجود خاک ندارد متاع دنیایی
هوش مصنوعی: در جایی که تو با اراده و تلاش خود قرار داری، حتی خاک هم ارزش کالاهای دنیوی را ندارد و همه چیز در برابر تو بیاهمیت است.
همیشه نام کرم از تو زنده خواهد بود
چنانکه طی نشود نام حاتم طایی
هوش مصنوعی: هرگز نام نیکی و سخاوت تو فراموش نخواهد شد، درست مانند اینکه نام حاتم طایی که معروف به generosity است، همواره بر زبانها خواهد بود.
ز بخشش تو نباشد غریب اگر امروز
کف عطای تو بخشد نعیم فردایی
هوش مصنوعی: اگر امروز تو به کسی کمک کنی، او احساس غریبی نخواهد کرد، چون بخشش تو وعدهای برای آیندهای خوش و راحت خواهد بود.
اگر به باغ درآیی نسیم انفاست
زبانِ برگ تحرک کند به گویایی
هوش مصنوعی: اگر به باغ وارد شوی، نسیم ملایمی میوزد که برگها حرکاتی از خود نشان میدهند و با زبانی گوشنواز سخن میگویند.
نهد به پای تو گردون به زیر دستی سر
اگرچه بر همه کس یافت دست بالایی
هوش مصنوعی: در برابر تو، آسمان دستش را به زیر پا میگذارد، هرچند که بر دیگران برتری دارد.
اگرنه شمع جمال او پرتو اندازد
چراغ دیده نیابد فروغ بینایی
هوش مصنوعی: اگر نور زیبایی او نباشد، چشم انسان نمیتواند به روشنی و درک درستی دست یابد.
وجود مثل تو صورت دگر نخواهد بست
بدین جمال و کمال و فرشته سیمایی
هوش مصنوعی: وجودی مانند تو هرگز شکل دیگری به خود نخواهد گرفت. این زیبایی، کمال و چهرهی فرشتهصفتی تو بینظیر است.
امیدوار بود اهلی دعا گویت
کزین دو مصرع موزون برو ببخشایی
هوش مصنوعی: اهلی امیدوار است که دعا میکنی او را ببخشی و از این دو بیت موزون، رنجش او را برطرف کنی.
دو روزه باقی عمرم فدای عمر تو باد
اگر بکاهی و در عمر خود بیفزایی
هوش مصنوعی: دو روز از باقیمانده زندگیام را فدای عمر تو میکنم، اگر تو از عمر خود بکاهی و به عمر من اضافه کنی.
زبان ببندم و دست دعا گشایم باز
سخن چو بسط دهم ناگهان به تنگ آیی
هوش مصنوعی: اگر زبانم را خاموش کنم و دست دعا به درگاه خدا بلند کنم، وقتی که بخواهم سخن را گسترش دهم، ناگهان به سختی و تنگنا میافتم.
همیشه تا به رخ روز زلف شب ساید
مشام دهر کند تازه از سمن سایی
هوش مصنوعی: هرگاه شب با زلفی نوازشگر به صبح برسد، عطر و بوی خوشی در فضای دنیا منتشر میشود که جان را تازه میکند.