برگردان به زبان ساده
یکی لشکری کرد خاقان گزین
زتوران بیامد به ایران زمین
هوش مصنوعی: یک فرمانده لشکری را انتخاب کرد و از توران به سوی سرزمین ایران آمد.
چو او با سپاه اندر آمد به مرو
همه روی کشور چونان پر تذرو
هوش مصنوعی: وقتی او با سپاهش به مرو وارد شد، تمام کشور مانند پرندهای پرپُشت و محکم به نظر میرسید.
به زنهار رفتند ایرانیان
ببستند مر بندگی را میان
هوش مصنوعی: ایرانیان برای حفظ خود به دور از آزار و ستم، به سرعت و با احتیاط اقدام کردند و به آزادی خود بها دادند.
دل شاه بهرام بیدار بود
از آن آگهی پر زتیمار بود
هوش مصنوعی: دل شاه بهرام به دلیل آن خبر، پر از نگرانی و درد بود.
دو ره شش هزار آزموده سوار
زلشکر گزین کرد آن شهریار
هوش مصنوعی: آن پادشاه، شش هزار سوار آزموده و باتجربه را از میان لشکر خود انتخاب کرد.
همی تاختی لشکر اندر نهان
ندانست کس رازش اندر جهان
هوش مصنوعی: لشکری در حال تاخت و تاز بود که هیچکس از راز و رمز آن خبر نداشت.
بیاورد لشکر چو آذر گشسب
همی بی بنه هر یکی با دو اسب
هوش مصنوعی: به دنبال آتش و جنگ، لشکری را به همراه دارد که هر جنگجو دو اسب دارد و آماده نبرد است.
به امل گذشت از ره اردبیل
به گرگان بیامد چو دریای نیل
هوش مصنوعی: از مسیر اردبیل به گرگان عبور کرد و به مانند دریای نیل، درخشان و پر از استقامت به نظر میرسید.
به کوه و بیابان و بی راه رفت
چنین تا به مرو اندر آمد شگفت
هوش مصنوعی: به بیابان و کوهها و راههای نادرست برو تا به مرو برسی، که آنجا شگفتیها زیاد است.
یکی طبل کوچک بکرد او درست
ابر گردن تازی اسبان ببست
هوش مصنوعی: یک طبل کوچک درست کرد که صدای آن به شکلی مشابه ابر، گردنهای اسبان را محاصره میکند.
شب تیره از کوه آمد به زیر
جهان شد پر از نعره دار و گیر
هوش مصنوعی: در تاریکی شب، صدای ناله و فریاد از کوه به پایین آمد و دنیا را پر کرد.
بدرید زآواز گوش هژبر
تو گفتی همی ژاله بارد زابر
هوش مصنوعی: صدای هژبر (شیر) چنان قوی است که گویا باران ژاله در حال سقوط است.
همه دشت شد همچو دریای خون
سر بخت ترکان درآمد نگون
هوش مصنوعی: تمام دشت مانند دریایی از خون شده است و سرنوشت ترکها به تیغ تقدیر افتاده است.
گرفتار شد خان توران زمین
بزرگان به شه خواندند آفرین
هوش مصنوعی: خان توران در سرزمینش به دام افتاد و بزرگان او را به عنوان یک پادشاه ستایش کردند.
وزآن پس بپاشید هر سو درم
زبخشش نبد شاه روزی دژم
هوش مصنوعی: پس از آن، به هر طرف پراکنده شد و هر کسی به بخت و اقبال خود در یافت، چون در روزهای بدی نبود که شاهی از بخشش برخوردار باشد.
سدیر و خورنق ازو شد سمر
که بود از سنمار رومی اثر
هوش مصنوعی: سدیر و خورنق به دلیل هنر سنمار که رومی بود، به وجود آمد و به بار نشست.
بود هفت گنبد ازو یادگار
به گیتی نیامد چون او شهریار
هوش مصنوعی: در دنیا هفت گنبد از او به یادگار مانده است، اما هیچکس مانند او پادشاهی نکرده است.
به نخجیر و بازی جهان بگذراند
چنین تا به آباده روزی براند
هوش مصنوعی: در دنیای پر از چالش و خطرات، زندگی را به گونهای بگذران که در نهایت به هدفهای بزرگ و موفقیت برسیم.
میان ره پارس و اسبهان
یکی دره در وی چمن ها نهان
هوش مصنوعی: در بین راه پارس و اصفهان، درهای وجود دارد که در آن باغها و چمنزارهای زیبا مخفی شدهاند.
همه چشمه ها بد پر از لای و گل
بماننده ی مرغزار چگل
هوش مصنوعی: تمام چشمهها پر از کثافت و گل هستند، همانطور که دشتها با چمن و گیاهان پوشیده شدهاند.
همی تاخت شبرنگ شاه دلیر
به ناگه به چاهی درافتاد زیر
هوش مصنوعی: شبرنگ، اسب شجاع و دلیری از شاه بود که ناگهان به چاهی افتاد.
بمرد و خبر نامد از وی درست
کسی پیکرش را زآن جا نجست
هوش مصنوعی: مردی فوت کرده و خبری از او نیامده است. هیچکس پیکر او را از آنجا بیرون نبرده است.
ورا رو ستم شاه خواندی وزیر
که بشکافتی کوه آهن به تیر
هوش مصنوعی: او را ستمکار و ظالم شاه نامیدی، در حالی که تو با تیر خود توانستی کوه آهن را بشکافی.
دریغا چنان شاه و آن داد اوی
مبادا که گیری به بد یاد اوی
هوش مصنوعی: ای کاش همانطور که آن شاه رفتار کرد و دادگری کرد، یاد او بد نرود و فراموش نشود.