برگردان به زبان ساده
یکی پور بودش چو تابنده شید
که از دختر مهرک آمد پدید
هوش مصنوعی: او پسری بود که مانند خورشید درخشان بود و از دختر مهر، به وجود آمد.
جهان جوی را نام هرمز بدی
بهر کار دانا و گربز بودی
هوش مصنوعی: جهان برای افراد باهوش و دانا نامی مانند هرمز دارد؛ یعنی افرادی که درک و دانش بالایی دارند.
به ملک خراسان بدی حکم دار
ازو گشت بد دل مگر شهریار
هوش مصنوعی: حاکم خراسان به بدی معروف شد و دلها را ناخوش کرد، اما شهریار استثنا بود.
خبر یافت هرمز ازین کم و بیش
به خنجر ببرید پس دست خویش
هوش مصنوعی: هرمز از این ماجرا مطلع شد و به خاطر آن، با خنجر دست خود را برید.
فرستاد زی شهریار بلند
دل شاه گردید ازو دردمند
هوش مصنوعی: فرستاد به سوی شاه بزرگ و با اراده، و از آنجا دل شاه به درد آمد.
بدو داد شاپور تاج شهی
بپایید لیکن به گاه مهی
هوش مصنوعی: شاپور تاج پادشاهی را به او داد و از او خواست که آن را حفظ کند، اما در زمان مشخصی این مسئولیت دشوار خواهد بود.
چو بعد از پدر اندر آمد به گاه
یکی سال و ده روز بد پادشاه
هوش مصنوعی: پس از گذشت یک سال و ده روز از وفات پدر، او به مقام سلطنت رسید.
بمرد و به بهرام بسپرد رخت
ورارام سالی سه بد نیکبخت
هوش مصنوعی: او زندگیاش را به بهرام سپرد و پس از سه سال، آرامش و خوشبختی را به دست آورد.
نخستین ورارام نامش بدی
همه کار گردون به کامش بدی
هوش مصنوعی: نخستین واژهای که به ذهن میرسد، نامش بدی بود و همه کارهای دنیا نیز به نفع او بود.
ولی بعد سه سال و سه ماه باز
به اورنگ شاهی نماند او دراز
هوش مصنوعی: اما بعد از گذشت سه سال و سه ماه، دیگر چیزی از پادشاهی او باقی نماند.