برگردان به زبان ساده
به بلخ اندر آتشکده نوبهار
سروتن بشست آن شه نامدار
هوش مصنوعی: در بلخ، در آتشکدهای در فصل بهار، آن شاه مشهوری که نامش در تاریخ ثبت شده است، سروتن را شستشو داد.
غمی شد ز پیکار و سیر از بدی
بر او تافت یک خوره ایزدی
هوش مصنوعی: غم و اندوهی از جنگ و نزاع بر او چیره شد و از بدیها و شرارتها دوری جست. ناگهان نوری از جانب خداوند بر او تابید.
پر اندیشه شد مایه ور جان شاه
از آن ایزدی کاروان دستگاه
هوش مصنوعی: به خاطر تفکر عمیق و اندیشه فراوان، جان شاه به قدرت و نعمت ایزدی تبدیل شده و کاروانی از تجهیزات و امکانات را با خود به همراه آورده است.
همی گفت هر جای آباد بوم
زهندوستان تا به یونان و روم
هوش مصنوعی: او میگفت هر جایی که آباد باشد، از هند تا یونان و روم.
گرفتم به نیروی شاهنشهی
مرا گشت فرمان و تخت مهی
هوش مصنوعی: به قدرت پادشاهی تسلط یافتم و به همین دلیل به من فرمان و جایگاهی برتر داده شد.
کنون آن به آید که من راهجوی
شوم پیش یزدان پر از آبروی
هوش مصنوعی: اکنون زمانی فرامیرسد که من به سمت خدا میروم و در این مسیر، با عزت و اعتبار وارد شوم.
روانم بر آن جای نیکان برد
که این تاج و تخت کئی بگذرد
هوش مصنوعی: روان من به آن مکان خوب رفته است که این تاج و تخت به زودی از بین خواهد رفت.
مبادا که آرد روانم منی
بد اندیشد و کین اهریمنی
هوش مصنوعی: مبادا که روان من خیال بدی را به ذهن داشته باشد و کینهای اهریمنی در دل بپروراند.
بپوشید پس جامه ی نو سپید
نیایش کنان رفت دل پر امید
هوش مصنوعی: با لباس نو و سفید بپوشید و با امید زیاد، به نیایش و دعاوندگی پرداخته است.
زایوان به جای پرستش برفت
دل از تخت شاهنشهی برگرفت
هوش مصنوعی: دل از جایگاه سلطنتی به سوی معبود و پرستش رفت و از تخت شاهانه فاصله گرفت.
همه کشور خویشتن سر به سر
بدو نیمه کرد آن شه نامور
هوش مصنوعی: همه کشور تحت فرمان آن پادشاه بزرگ و شناخته شده قرار داشت و به نوعی به او وابسته بودند.
یکی نیمه کاوس کی را بداد
دگر برته ی گرد والانژاد
هوش مصنوعی: شخصی از نسل کاوس، نیمهای از او را به دیگری داد که او نیز نژاد بالا و با اصالت دارد.
به کوه اندرون داشت برته مقام
همی کهبدی ساختی صبح و شام
هوش مصنوعی: در دل کوه، جایی برای زندگی داشت و با کوشش خود، روز و شب بر کیفیت آن افزود.
ازو بود کاوس مهتر به سال
نمی خواست کس را به گیتی همال
هوش مصنوعی: از او کاوس، که رئیس و فرماندهای بزرگ بود، خواستهای نداشت که در این دنیا، کسی را همتراز خود ببیند و به گرد او بیفتد.
نهانی فرستاد و او را بکشت
که سرتاسر کشور آرد به مشت
هوش مصنوعی: در خفا فردی را فرستاد تا کشته شود، تا بتواند بر تمامی سرزمین تسلط یابد.
سمردیس خواندندی او را به نام
همی زنده پنداشتندش عوام
هوش مصنوعی: این شخص را به عنوان "سمردیس" مینامیدند و عوام او را زنده میپنداشتند.