برگردان به زبان ساده
خنک آن فریبرز شاه مهان
که باژش بدادند یکسر شهان
هوش مصنوعی: خوشا به حال فریبرز، پادشاه بزرگ، که همهٔ بزرگان به او باج دادند.
همه ملک ایران بدو شاد گشت
به هر جای ویرانی آباد گشت
هوش مصنوعی: تمام سرزمین ایران به خاطر او شاد و خوشحال شد و در هر گوشهای که ویرانی وجود داشت، آباد و رونق یافت.
ز مصر و فلسطین و هاماوران
فرستاده شد هدیه های گران
هوش مصنوعی: هدایای باارزش از مصر و فلسطین و کشورهای دیگر به اینجا ارسال شد.
کیا لادن آن مرد باریو و بند
که فردوسیش خوانده پولادوند
هوش مصنوعی: کیست آن مرد بزرگ و با شکوه که به خاطر عظمت و شایستگیاش به او لقب فردوسی دادهاند؟
به آتوریا بد خدیو بزرگ
پلیدی سگی جادویی پیر گرگ
هوش مصنوعی: در اینجا به یک حاکم بزرگ و مغرور اشاره شده است که با وجود قدرت و نفوذش، در نهایت دچار پلیدی و خرابی شده است. همچنین به یک موجود جادویی و قدیمی اشاره شده که به نوعی نماد فریبندگی و خطر است. این متن میتواند به تضاد میان ظاهرسازی و واقعیت در زندگی افرادی با مقام و قدرت بپردازد.
فریبرز جنگید با شاه تور
هنر عیب گردد چو برگشت هور
هوش مصنوعی: فریبرز با شاه تور جنگید و وقتی که برگزشت، هنر او به خوبی نمایان شد و عیب و نقصی نداشت.
گرفتار شد اندر آن کارزار
سرش را به حیله بریدند زار
هوش مصنوعی: در آن نبرد به دام افتاد و به واسطه فریب، سرش را به غمی سنگین از دست دادند.
چو گروی زره نام آن جنگ شد
که بروی زهر سو جهان تنگ شد
هوش مصنوعی: وقتی نبردی آغاز میشود، مثل اینکه زرهی به تن کردهاند، و به طوری که دنیا از هر سمتی به تنگنا میافتد.
نه اسب و نه جوشن نه تیغ و سلیح
نبودی همه جز فسون و مزیح
هوش مصنوعی: نه اسب و نه زره، نه شمشیر و سلاح، هیچکدام از اینها وجود نداشتند، فقط فریب و شوخی بود.
همانا که گرسیوز این رزم بود
که پنداشتندش دلیری عنود
هوش مصنوعی: واقعاً گرسیوز در این نبرد، خود را دلیر و شجاع تصور میکرد، اما در واقع، او دلیری نادان و بیفایده بود.