برگردان به زبان ساده
چو یک چند بگذشت از روزگار
به فرزند گفتا شه نامدار
هوش مصنوعی: زمانی که مدتی از زندگی سپری شد، پدر به فرزند خود گفت: ای پسر، نامور و شجاع باشید.
خشایار فرزند دلبند من
جوان و دلیر و برومند من
هوش مصنوعی: خشایار پسر عزیز و دلیر من، جوانی شجاع و با قدرت است.
بسی رنج بردم در این روزگار
گشودم چنین کشور نامدار
هوش مصنوعی: در این روزگار سخت و پرمشقت، زحمات زیادی کشیدهام تا توانستهام کشوری به نام آورم.
دگر پیرو رنجور گشتم بسی
بر این تخت و اورنگ باید کسی
هوش مصنوعی: من به شدت خسته و آشفته شدم، بر روی این تخت و جایگاه، به کسی نیاز دارم.
سپارم به تو تخت و هم تاج را
همین کاخ و هم کرسی عاج را
هوش مصنوعی: من تاج و تخت و این کاخ با شکوه را به تو میسپارم، حتی این کرسی از عاج را نیز.
بدان تو خدا را یکی بندهای
یکی بندهٔ آفرینندهای
هوش مصنوعی: بدان که تو یکی از بندگان خدا هستی و همچنین یکی از بندگان خالق خود.
تو ای بندهٔ خاص یزدان پاک
امیدت از او و از او دار باک
هوش مصنوعی: ای بندهٔ ویژه خداوند پاک، امیدت تنها به او باشد و از او هیچ هراسی نداشته باش.
تو دیندار باش و بیآزار باش
تو هم عادل و نیکپندار باش
هوش مصنوعی: به انسان پاکنهاد و بیضرر تبدیل شو، همچنین تلاش کن که عادل و نیکوکار باشی.
مبادا شوی خود، اسیرِ غرور
تو از مردم بیادب باش دور
هوش مصنوعی: مواظب باش که به خاطر غرور خودت به اسیری درنیایی و از انسانهای بیادب فاصله بگیر.
به مرگ کسان هیچ منما شتاب
مکش بیگنه را نباشد صواب
هوش مصنوعی: برای مرگ دیگران عجله نکن و بیدلیل کسی را مورد آزار قرار نده، چون این کار درست نیست.
به عدل و به احسان چو شاهی کنی
به قلب کسان پادشاهی کنی
هوش مصنوعی: اگر با عدالت و نیکی رفتار کنی، در دل مردم سلطنت و قدرت واقعی را به دست میآوری.
چنان کن همه نیک خواهت شوند
چه فرمان دهی سر به راهت نهند
هوش مصنوعی: طوری رفتار کن که همه به تو علاقهمند شوند و از تو پیروی کنند.
خدا حافظ ای نوجوان پور من
که با تو همین بود دستور من
هوش مصنوعی: خدا نگهدار، ای جوان پسر من، زیرا من برای تو تنها همین را به عنوان راهنمایی داشتم.
دگر دور من گشته اینک تمام
شما زنده مانید با خاص و عام
هوش مصنوعی: اکنون در این دور، شما همه در کنارم هستید و این زندگی، شامل همه افراد با خصوصیات مختلف میشود.
چو این گفت پس دیده بر هم نهاد
برفت از جهان شاه با عدل و داد
هوش مصنوعی: پس از این گفت و گو، چشمانش را بست و از جهان رفت، پادشاهی که با عدالت و انصاف زندگی کرد.
دریغا از آن شاه نیکو گُهَر
دریغا از آن سرور با هنر
هوش مصنوعی: ای کاش آن پادشاه نیکو و فرهیخته باز میگشت؛ ای کاش آن سرور با استعدادی که در میان ما بود، دوباره حضور مییافت.
همه ملک ایران ورا یادگار
بود تا بود این چنین روزگار
هوش مصنوعی: تمامی سرزمین ایران به یادبود او بود تا زمانی که این روزگار وجود داشت.
تفو بر تو ای عالم بیوفا
که هرگز نکردی تو بر کس وفا
هوش مصنوعی: به تو لعنت که ای عالم بیوفا، هرگز به کسی وفا نکردی.
همه دامنت هست پر شهریار
بخفته کنارت بسی نامدار
هوش مصنوعی: در دامان تو، شهریار، بسیاری از نامداران بزرگ به خواب رفتهاند.
چنین است تا هست گردون به پا
یکی روی تخت و بسی زیر پا
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا به همین شکل میچرخد، عدهای در اوج و رفاه خواهند بود و عدهای دیگر در زیر فشار و مشکلات زندگی خواهند کرد.
رهایی ندارد دگر از تو کس
امیدم به یزدان پاک است و بس
هوش مصنوعی: هیچکس دیگری به غیر از تو امیدی برای رهایی ندارد و تنها به خداوند پاک دلخوش هستم.
خشایار سوک پدر بر گرفت
سیهپوش گردید و ماتم گرفت
هوش مصنوعی: خشایار پس از از دست دادن پدرش، خود را در لباس سیاه پوشاند و به سوگواری و عزاداری پرداخت.
همه اهل ایران به ماتم شدند
سیهپوش گشتند و پر غم شدند
هوش مصنوعی: تمام مردم ایران در سوگ عمیقی به سر میبرند و لباسهای سیاه بر تن کردهاند و غم و اندوه آنها را فراگرفته است.
چو یک هفته بگذشت از سوک شاه
خشایار شهزاده بر شد بگاه
هوش مصنوعی: پس از گذشت یک هفته از سوگواری برای شاه خشایار، روزی فرخنده و شاداب فرا رسید.
پس از هفته ای شاه بر گاه شد
ولیعهدِ شَه بود و خود شاه شد
هوش مصنوعی: پس از یک هفته، شاه به تخت نشست و ولیعهد، خود به مقام شاهی رسید.
امیران همه خواندند آفرین
همه بوسه دادند روی زمین
هوش مصنوعی: همه فرمانروایان به ستایش پرداختند و بر زمین بوسه زدند.
بگفتند ای شاه جاوید باد
فَرَش برتر از فَرِ جمشید باد
هوش مصنوعی: گفتند ای پادشاه، جاودانه باد! فرش تو از فرش جمشید بهتر باشد.
همیشه سَرِ تخت، جای تو باد
خدای جهان رهنمای تو باد
هوش مصنوعی: همواره در بالای تخت، تو را قرار دهند و خداوند جهان به تو هدایت کند.