برگردان به زبان ساده
شهنشه بیامد بکاخ بهار
ابا افسرانی که بد نامدار
هوش مصنوعی: شاه بزرگ به کاخی زیبا در فصل بهار آمد، همراه با کسانی که نام و آوازهای درخشان دارند.
بگفتا ابا شاه کی شهریار
بشارت بر آن خسرو نامدار
هوش مصنوعی: او گفت: ای شاه، آیا روزگاری خوشی برای آن پادشاه بزرگ خواهد آمد؟
خداداد پوری نکو رو بشاه
ببانو برویش بمشکوی ماه
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و زیبایی ظاهری شخصی به نام پوری نکو رو اشاره میکند و او را به شاهزادگی تشبیه میکند. از طرفی، این زیبایی مانند ماهی درخشان است که در آسمان میدرخشد و به جذابیت و دلربایی او اشاره دارد. میتوان گفت که او تمام ویژگیهای زیبایی را در خود جای داده است.
شهنشه چو بشنید دلشاد شد
هم از درد و غم دیگر آزاد شد
هوش مصنوعی: وقتی پادشاه این خبر را شنید، خوشحال شد و دیگر از درد و غمش رهایی پیدا کرد.
پس آنگه بیامد بمشکوی، شاه
پریوش خود آراسته همچو ماه
هوش مصنوعی: سپس او به سمت مشکو، زیبای شاه پریوش آمد، که همچون ماه خود را آراسته بود.
سر تخت بنشسته با تاج زر
کنیزان ستاده بپا سر شهریار
هوش مصنوعی: بر بالای تخت، با تاج زر، فرمانروا نشسته و کنیزان اطرافش ایستادهاند.
رخ روشنش چون گل نوبهار
بدی منتظر تا رسد شهریار
هوش مصنوعی: چهره درخشان او همچون گلهای تازه نیمه بهار است و در انتظار آن هستم که پادشاه به میدان بیاید.
غلامان دویدند و گفتند شاه
هم اینک بیایند از بارگاه
هوش مصنوعی: بندگان به سرعت به سوی شاه رفتند و گفتند که او اکنون از کاخ بیرون میآید.
چو بانو پذیره بشد شاهرا
چو شه دید از دور آن ماه را
هوش مصنوعی: زمانی که بانویی به استقبال شاه آمد، شاه از دور آن ماه زیبا را مشاهده کرد.
برویش یکی خوش تبسم نمود
بیاورد با بوسه خود فزود
هوش مصنوعی: او به سمت او رفت و با لبخندی دلنواز، با بوسهای که داد، محبتش را بیشتر کرد.
شهنشاه بگرفت دستش بناز
بیاورد اورا سوی تخت باز
هوش مصنوعی: پادشاه دست او را گرفت و به آرامی او را به سمت تخت خود راهنمایی کرد.
بفرمود با بانوی ماهرو
که ای مه جبین بانوی نیک خو
هوش مصنوعی: سخن به زیبایی و مهربانی با دختری زیبا گفته شده که او را به دلیل چهرهاش ستایش میکند.
چگونه است رخسارۀ این پسر
بیارید رویش به بیند پدر
هوش مصنوعی: این پسر چهرهاش چگونه است که پدرش را به تماشا میآورد؟
یکی دایه برجست پس پور شاه
بیاورد او را چو یک قرص ماه
هوش مصنوعی: زنی با ویژگیهای برجسته، پسر شاه را به دنیا آورد و او را همچون ماهی درخشان و زیبا به همه نشان داد.
شهنشاه چون دید روی پسر
ببوسید رویش گرفتش ببر
هوش مصنوعی: پادشاه وقتی صورت پسرش را دید، آن را بوسید و او را در آغوش گرفت.
بگفتا خدا یار این بچه باد
که از روی خوبش دلم گشت شاد
هوش مصنوعی: خداوند به این کودک کمک کند که به خاطر زیباییاش، دل من شاد شد.
خشاریارشا شد نام آن پور شاه
خدایار گفتند شاه و سپاه
هوش مصنوعی: خشاریارشا، نام پسر شاه خداوندی است که او را شاه و سپاه معرفی کردند.
زنانی که بودند خود پارسا
همی تندرست و همی با خدا
هوش مصنوعی: زنان پارسا و درستکاری که همیشه سالم و در ارتباط با خداوند بودند.
نگشتند هرگز بگرد دروغ
مبادا شود پور شه بی فروغ
هوش مصنوعی: هرگز به دور دروغ نگردید، که ممکن است فرزند پادشاه بیفروغ و بدون نور شود.
همه راستگوی و همه نیکزاد
همه قلبشان از جهان بود شاد
هوش مصنوعی: همه افراد راستگو و نیکوکار هستند و دلهایشان از شادی و خوشحالی در جهان پر شده است.
بدادند از جان بآن بچه شیر
دوساله چو شد گشت چون بچه شیر
هوش مصنوعی: به او محبت کردند و جان خود را به پای او گذاشتند، وقتی که او به دو سالگی رسید، به مانند بچه شیر شد.
چو شد هفت ساله چو یکماه شد
که خود پورشه بود و چون شاه شد
هوش مصنوعی: وقتی که او هفت ساله شد، به اندازه یک ماه به نظر میرسید، چه اینکه او مانند پسر خود بود و مانند یک شاه رفتار میکرد.
شهنشه بفرمود فرهنگیان
بیارند از روم و از تازیان
هوش مصنوعی: شاه دستور داد که فرهنگدانان و ادیبان را از سرزمینهای روم و عرب bring بیاورند.
ز مصرو ز یونان و از باختر
بیارند فرهنگیان سربسر
هوش مصنوعی: از سرزمینهای مختلف مانند مصر، یونان و غرب، فرهنگسازان و دانشمندان را به اینجا میآورند.
سپردند او را بفرهنگیان
ز بی دانشی او نیابد زیان
هوش مصنوعی: او را به اهل فرهنگ سپردند، زیرا نادانیاش به او ضرری نخواهد رسانید.
چو شد چهارده ساله آن جوان
بیاموختندش ز تیر و کمان
هوش مصنوعی: زمانی که آن جوان به سن چهارده سالگی رسید، او را با فنون تیراندازی و کمانداری آشنا کردند.
ز شمشیر و گرز و زتیر و سپر
سواری و میدان گوی و هنر
هوش مصنوعی: در میدان جنگ و در هنرهای رزمی، مهارت و توانایی با ابزارهایی مانند شمشیر، گرز، تیر و سپر نشان داده میشود.
هم از بزم و از رزم و از کارزار
ز اسب و سواری ز کار شکار
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف جنبههای مختلف زندگی و فعالیتهای انسانی میپردازد، از جمله جشنها و مهمانیها، جنگ و نبرد، و همچنین سرگرمیهای نظیر سواری و شکار. به طور کلی، اشاره به تجربهها و فعالیتهایی دارد که از زندگی پرجنبوجوش و متنوع انسان حکایت میکند.
چو شد نوزده ساله آن نوجوان
یکی نام داری شد اندر جهان
هوش مصنوعی: وقتی آن جوان به سن نوزده سالگی رسید، نام و آبرویی در دنیا پیدا کرد.
چو شد عید نوروز و آمد بهار
خشایار بنمود قصد شکار
هوش مصنوعی: وقتی عید نوروز فرا رسید و بهار آمد، خشایار تصمیم به شکار گرفت.
بنزد پدر شد جوان پور شاه
زمین داد بوسه چو در بارگاه
هوش مصنوعی: جوانی که پسر شاه است، به پیش پدرش رفت و در بارگاه، او را با بوسهای احترامآمیز سلام کرد.