برگردان به زبان ساده
وزان پس ز سر کردگان هفت تن
بشاهی نمودند خود انجمن
هوش مصنوعی: پس از آن هفت نفر که از سرکردگان بودند، با یکدیگر جمع شدند و خود را به مقام سلطنت رساندند.
بگفتند کز ما یکی شهریار
شود بر سر تخت گیرد قرار
هوش مصنوعی: گفتند که از میان ما یکی پادشاه خواهد شد و بر روی تخت سلطنت مینشیند و آرامش مییابد.
که ایران نباید که ویران شود
گله بی نگهبان، پریشان شود
هوش مصنوعی: ایران نباید خراب شود، مانند گلهای بینگهبان که پراکنده و آشفته میشود.
بگفتند هفت اسب تازی نژاد
ز آخور بیارند در بامداد
هوش مصنوعی: گفتند که هفت اسب تازی را از آخور بیاورند و این کار در صبح زود انجام شود.
ز ما هفت تن هر یک اسبی سوار
بمیدان بتازیم خود شاهوار
هوش مصنوعی: ما هفت نفر هستیم که هر یک سوار بر اسبی، به میدان میرویم و مانند شاهان به مبارزه میپردازیم.
هر اسبی که شیهه ز دل بر کشد
همان صاحب او بشاهی رسد
هوش مصنوعی: هر اسبی که از دل خود صیحه میکشد، در واقع آن خود اوست که به مقام شاهی دست مییابد.
چو مهر درخشان سراز پشت کوه
برون کرد روشن بشد دشت و کوه
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید درخشان از پشت کوهها نمایان میشود، نور آن دشت و کوهها را روشن میکند.
در و دشت از مهر، زرینه پوش
فلک گیسوان طلائی به دوش
هوش مصنوعی: در دشت و بیابان، آسمان به رنگ طلاست و چون گیسوانی نرم و زیبا به زمین افتاده است.
هزیمت بشد لشکر زنگبار
جهان شد دگر باره چون نوبهار
هوش مصنوعی: شکست لشکر زنگبار روی داد و دنیا دوباره شبیه به بهار شد.
چو آواز مرغان بیامد بگوش
تذروان کشیدند از دل خروش
هوش مصنوعی: زمانی که صدای پرندگان به گوش رسید، دلها بهتپش افتاد و شوقی در وجودشان ایجاد شد.
دهل زن دهل را چنان کرد گرم
ز چشمان شیپور زن برد شرم
هوش مصنوعی: نوازنده دهل به قدری قوی و پرانرژی نواخت که شرم از چشمان نوازنده شیپور برداشته شد.
سوی دشت رفتند مردان همه
بصحرا بیفتاد بس همهمه
هوش مصنوعی: مردان به سمت دشت رفتند و در صحرا افتادند و صدای بسیاری بلند بود.
در اطراف میدان صف آراستند
همه سبقت از یکدیگر خواستند
هوش مصنوعی: در اطراف میدان، همه صف کشیدهاند و هر کدام تلاش دارند تا از دیگری جلو بیفتند.
همه چشمها بود برسوی شهر
که تا خود کرا پادشاهی است بهر
هوش مصنوعی: همه نگاهها به شهر دوخته شده بود تا ببینند چه کسی پادشاهی است برای خود.
بمیدان چو آن هفت مرد دلیر
همی اسب راندند چون نره شیر
هوش مصنوعی: در میدان، هفت مرد شجاع مانند شیران نر بر روی اسبهای خود میتازند.
یکی شیهه زد مرکب داریوش
سپه را ز شادی برآمد خروش
هوش مصنوعی: یک اسب سوار بر داریوش، فریادی بلند زد و صدای شادی و سرور از آن برخواست.
از آن هفت، شش تن پیاده شدند
هم از دور مردم نظاره شدند
هوش مصنوعی: شش نفر از آن هفت نفر پیاده شدند و مردم هم از دور آنها را تماشا کردند.
که شاهی ز کورش تو داری نسب
هم اسب تو شیهه نزد بی سبب
هوش مصنوعی: شما از نژاد و اصل و نسب بزرگی چون کوروش هستید، اما حتی اسب شما هم بدون دلیل نمیتواند صدا کند.
بتختش ببردند و بنشاندند
بر او زر و گوهر برافشاندند
هوش مصنوعی: او را بر تخت نشاندند و بر او طلا و جواهر پاشیدند.
همه بوسه دادند روی زمین
بشاهی بر او خواندند آفرین
هوش مصنوعی: همه بر خاک بوسه نهادند و برای او که شاهی بود و بزرگ، ستایش و تمجید کردند.
چو بر تخت شد داریوش کبیر
شهنشاه روشن روان دلیر
هوش مصنوعی: زمانی که داریوش کبیر بر تخت سلطنت نشسته، پادشاهی نورانی و شجاع است.
همان تاج شاهی بسر برنهاد
دگر باره ایران از و گشت شاد
هوش مصنوعی: تاج شاهی دوباره بر سر گذاشته شد و ایران به خاطر آن خوشحال شد.
چو او بود شاهنشه دادگر
بکشورگشائی به بست او کمر
هوش مصنوعی: وقتی او به عنوان پادشاه و دادگر در کشور حضور دارد، برای پیشرفت و گشایش سرزمینش کمربند خود را محکم میبندد.
بفرمود ای کارداران من
همه برگزیده دلیران من
هوش مصنوعی: فرمان داد که ای چادرنشینان و سرزمینداران من، همه شما سخت کوشیدگان و دلیران منتخب من.
بکوشید تا نام رفته بجا
بیاریم چون عهد کورش بپا
هوش مصنوعی: تلاش کنید تا یاد و نام کسانی که رفتهاند را زنده نگهداریم، مانند زمانی که کوروش برپا بود.
ز کامبوزیا مملکت شد خراب
که ملت همه در غم و پیچ و تاب
هوش مصنوعی: کشور به خاطر کامبوزیا ویران شد، زیرا مردم در غم و مشکلات پیچیده به سر میبرند.
گوماتای غاصب بد و خوفناک
هم از سایه خویشتن داشت باک
هوش مصنوعی: غاصب ترسناک، حتی از سایه خودش هم میترسید و احساس خطر میکرد.
کنون ما بکوشیم و جبران کنیم
دگر دشمنان زار و پژمان کنیم
هوش مصنوعی: الان باید تلاش کنیم و جبران کنیم، تا دشمنان را شکست داده و متعجب کنیم.
بگفتند شاها همه کهتریم
ز فرمان و امر تو ما نگذریم
هوش مصنوعی: گفتند ای شاه، ما همگی از مقام تو پایینتر هستیم و هیچگاه از فرمان و دستور تو سرپیچی نخواهیم کرد.
بفرمود لشکر شود چهار بخش
باطراف کشور بگردند پخش
هوش مصنوعی: فرمان داد تا لشکر به چهار قسمت تقسیم شود و در اطراف کشور بگردند و پراکنده شوند.
فرستاد نامه بهر کشوری
بهر نامداری و هر افسری
هوش مصنوعی: نامهای به کشورهای مختلف و برای افراد معروف و فرماندهان فرستاد.
بگفتا منم داریوش بزرگ
به آبش خور آرم همه میش و گرگ
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که گوینده، که خود را داریوش بزرگ معرفی میکند، میگوید که به کمک آبشخور میتواند همهی میشها و گرگها را سیراب کند. او به نوعی قدرت و توانایی خود را در مدیریت و کنترل طبیعت و حیوانات نشان میدهد.
هر آنکس که آید بدرگاه من
مرا شاه داند بهر انجمن
هوش مصنوعی: هرکسی که به درگاه من بیاید، او را به عنوان پادشاه میشناسم و در کنار خودم گرامی میدارم.
کنم مهربانی نیازارمش
بهر کار خود محترم دارمش
هوش مصنوعی: من با مهربانی رفتار میکنم و او را آزار نمیزنم، چون برای کار خودم به او احترام میگذارم.
اگر سر به پیچد ز فرمان من
برم آبرویش بهر انجمن
هوش مصنوعی: اگر کسی از دستورات من سرپیچی کند، آبرویش را برای دیگران میبرم.
ز دریا به دریا سپاه منست
خداوند گیتی پناه منست
هوش مصنوعی: سپاه من از دریا به دریا گسترده است و خداوند، پناه و حمایت من در این جهان است.
مرا گنج بسیار و لشگر دلیر
حریفند هر یک بصد نره شیر
هوش مصنوعی: من داراییهای فراوان و سپاهی شجاع دارم، که هر کدام مانند صد شیر نر قدرتمند هستند.
کنم اختری روشن اندر جهان
که روشن دل آید شهان و مهان
هوش مصنوعی: میخواهم ستارهای در دنیا بسازم که برای پادشاهان و بزرگان روشنایی بخش باشد و دلهای آنان را روشن کند.
در این ملک پهناور نامدار
همان نام نیکم شود یادگار
هوش مصنوعی: در این سرزمین وسیع، تنها نام نیک من خواهد بود که یادگاری از من باقی میماند.
که خواهم پس از قرنهای دراز
بمردانگی یادم آرند باز
هوش مصنوعی: پس از سالها و قرنهای طولانی، من دوست دارم که مردم هنوز به یاد کارها و ویژگیهای مردانگی من بیفتند.
فرستاد برهر سوئی لشکری
که آرام سازند هر کشوری
هوش مصنوعی: لشکری را به همه جا فرستاد تا در هر سرزمینی آرامش برقرار کنند.
در گنج شاهی همی باز کرد
سلاح دلیران همه ساز کرد
هوش مصنوعی: در گنج سلطنت، توانمندیهای دلیران را به نمایش گذاشت و آنها را سامان داد.
بهرجا خرابی بُد آباد کرد
بسی کاخهائی که بنیاد کرد
هوش مصنوعی: در هر جا که ویرانی و خرابی به وجود آید، بسیاری از بناها و کاخهایی که ساخته شده بودند، از بین میروند و ویران میشوند.
امیران او فاتح از هر سفر
همی باز گشتند خود با ظفر
هوش مصنوعی: امیران و فرماندهان پیروزمند از هر سفر به خانه بازگشتند و همراه با خود پیروزی و موفقیت آوردند.
یکی جشن شاهانه آراستند
سران سپه را همی خواستد
هوش مصنوعی: یک جشن بزرگ و باشکوه برگزار کردند و فرماندهان سپاه را دعوت کردند.
همه افسران را نوازش نمود
بعنوان و بر رتبشان برفزود
هوش مصنوعی: همهی افسران را مورد محبت قرار داد و به مقام و رتبهشان افزوده شد.