برگردان به زبان ساده
ز راه کرم ای نسیم سحرگه
سوی پارسا گرد بگذر از این ره
هوش مصنوعی: ای نسیم صبحگاهی، از طریق مهربانی و لطف خود به سوی پارسا و درستکار برو و از این مسیر عبور کن.
به سیروس از ما بگوی کای شهنشه
چرا گشتی از حال این ملک غافل
هوش مصنوعی: به سیروس بگو، ای پادشاه، چرا از وضعیت این سرزمین بیخبر شدهای؟
که گشته چنین خراب و تبه، فتاده ز غم
رعیت شده، بحال پریش و به روز سیه
هوش مصنوعی: این فرد به خاطر غم و اندوه مردم به شدت درهم و خراب شده و به وضعیتی پریشان و در روزهای تاریک دچار بدحالی گشته است.
ز برای خدا، ز طریق وفا، بنگر سوی ما
که جهان به ما، شده چون قفس، به گلو رسیده همی نفس
هوش مصنوعی: برای خدا، از راه وفا، به ما نگاه کن که جهان برای ما، مانند قفسی شده است و نفسمان به گلویمان رسیده.
تو بودی که لشگر به قفقاز راندی
و زانجا بشط العرب باز راندی
هوش مصنوعی: تو بودی که سپاه را به قفقاز فرستادی و از آنجا به سمت رودخانهای در سرزمین عربی بازگرداندی.
ز ارمینیه سوی اهواز راندی
خراسان و ری و وصل کردی به موصل
هوش مصنوعی: از سرزمین ارمنستان به سمت اهواز راندی، خراسان و ری را به هم متصل کردی و به موصل رسیدی.
کنون چه شدت که بیخبری، به کشور
خود نمی گذری، به جانب ما نمی نگری
هوش مصنوعی: هماکنون چه تندی و دشواری از جانب ناآگاهی، که به سرزمین خود نگاهی نمیکنی و به سوی ما نمینگری.
ز برای خدای، ز طریق وفا، بنگر سوی ما
که جهان بما شده چون قفس، به گلو رسیده همی نفس
هوش مصنوعی: به خاطر خدا و از راه وفا، به ما نگاه کن. جهان برای ما مانند قفس شده و نفسهامان به تنگی میافتد.
تو با فارس انبار کردی مدی را
گرفتی کریسوس شاه لدی را
هوش مصنوعی: تو به خاطر ثروت و زندگی راحتی که به دست آوردی، با اهل فارس ارتباط برقرار کردهای، شبیه به کریسوس، شاه ثروتمند لیدیا.
نمودی عیان فره ایزدی را
شکستی بهم سقف و دیوار بابل
هوش مصنوعی: تو به وضوح نشان دادی که نعمت الهی چقدر درخشان است، و با این کار، بناهای عظیم بابل را خراب کردی.
سپاه تو کرد، چو عزم سفر، به ساحل روم به دشت خزر
احاطه نمود ز بحر و ز بر
هوش مصنوعی: ارتش تو، زمانی که آماده سفر شد، در سواحل روم و دشت خزر مستقر گردید و از طرف دریا و خشکی محاصره اش کرد.
ز برای خدای، ز طریق وفا، بنگر سوی ما
که جهان به ما شده چون قفس، به گلو رسیده همی نفس
هوش مصنوعی: به خاطر خدا و از راه وفا، به ما نگاه کن. جهان اکنون برای ما همانند قفسی شده است و نفسکشیدن برایمان دشوار شده است.
دریغا که اقلیم سیروس و دارا
فتاده است در بحر غم آشکارا
هوش مصنوعی: ای کاش سرزمینهای زمان سیروس و دارا در دریای غم غرق شدهاند و آشکار است.
تو ای ناخدا همتی کن خدا را
مگر کشتی ما برد ره به ساحل
هوش مصنوعی: ای ناخدا، تلاش کن تا خداوند به ما کمک کند و کشتیمان را به ساحل برساند.
رسد فرجی ز عالم غیب
چنانکه رسید بصهر شعیب
هوش مصنوعی: کمک و نیکی از سوی عالم غیب میرسد، درست همانطور که رحمت و یاری به شعیب رسید.
ز برای خدای، ز طریق وفا، بنگر سوی ما
که جهان به ما شده چون قفس، به گلو رسیده همی نفس
هوش مصنوعی: برای رضای خدا و از راه وفاداری، به ما نگاه کن که دنیای ما مانند قفس شده و نفسهایمان در گلویمان گیر کرده است.
چو ویرانه شد ملک کی، کشور جم
ز علم و هنر باید افراشت پرچم
هوش مصنوعی: وقتی کشور کی ویران شد، باید پرچم کشور جم را با علم و هنر برافراشت.
ز همت کمر ساخت از عدل خاتم
ز تقوی کلاه و ز دانش حمایل
هوش مصنوعی: با تلاش و اراده، کمر خود را محکم کن و از عدالت، نشانهای همچون انگشتر برگزین، از تقوا کلاهی بساز و دانش را به عنوان زینت خود در نظر بگیر.
ز ساقی علم شراب بنوش، بجهد تمام به علم بکوش، لوای هنر بگیر بدوش
هوش مصنوعی: از ساقی شراب بنوش و تمام تلاش خود را برای یادگیری علم به کار ببر، پرچم هنر را بر دوش خود بگیر.
ز برای خدای، ز طریق وفا، بنگر سوی ما
که جهان به ما شده چون قفس، به گلو رسیده همی نفس
هوش مصنوعی: به خاطر خدا و از راه وفا، به ما نگاه کن که دنیا بر ما مانند قفس شده است و نفسمان در گلویمان گیر کرده.