برگردان به زبان ساده
چو بشنید بانو چنین داستان
بدو گفت احسنت ایا پهلوان
هوش مصنوعی: وقتی بانوی داستان را شنید، به او گفت: "آفرین، ای پهلوان!"
که گشته است گیتی به ما ترشرو
ببرد است دندان بخونمان فرو
هوش مصنوعی: دنیای ما به حالت ناخوشایند و تندخو درآمده و در این وضعیت، درد و رنجی که میکشیم، همچون دندانهایی است که به خونمان نفوذ کردهاند.
بداندیش را بخت رام آمده است
زمانه عدو را بکام آمده است
هوش مصنوعی: بدفکران در این زمان خوششانس و موفق شدهاند، در حالی که دشمنان هم به خواستههای خود دست یافتهاند.
چه خوش گفتی ای پهلوان هژبر
که خورشید باشد به تاریک ابر
هوش مصنوعی: ای پهلوان بزرگ، چه خوب گفتی که در میان ابرهای تیره، خورشید هنوز وجود دارد.
یک امروزمان هست فرصت بچنگ
الا تا نخوردست بر شیشه سنگ
هوش مصنوعی: امروز فرصتی داریم که باید از آن بهرهمند شویم، قبل از اینکه زمان بگذرد و این فرصت از دست برود.
بباید برون برد سرمایه را
نشاید خبر کرد همسایه را
هوش مصنوعی: باید دارایی و امکانات خود را از دید دیگران پنهان کرد و نباید در مورد آن به همسایهها یا دیگران سخن گفت.
که گر آسمان نطع کین گسترد
ز گوش خرد گوشوارم برد
هوش مصنوعی: اگر آسمان خونریزی را برپا کند، من خردی را که دارم به گوشوارهای تبدیل میکنم.
اگر خاک گیرد ببر پیکرم
وگر باد دزدد ز سر چادرم
هوش مصنوعی: اگر خاک بر سر من بیفتد یا باد چادر من را بدزدد، باز هم از خودم فداکاری نخواهم کرد و راضی به این وضعیت نخواهم بود.
اگر این سرم زیر پر ماندا
وگر افسرم زیر سر ماندا
هوش مصنوعی: اگر این سرم در زیر پر باشد یا اگر تاج من زیر سرم بماند، تفاوتی ندارد.
از آن به که چون معجرم واشود
نصیب سر دخت آقا شود
هوش مصنوعی: بهتر است که وقتی چادر دختر آقا کنار برود، نصیب و بهرهاش را به او بدهند.
بداندیش بیند کمند مرا
بدست آورد دست بند مرا
هوش مصنوعی: کسی که در دلش بدی است، به طرز ناجور و به نیت منفی، به من نزدیک میشود و مرا به دام میاندازد و اسیر میکند.
اگر مشت آید بسر خوشترم
که انگشت او بیند انگشترم
هوش مصنوعی: اگر ضربهای به سرم بیاید، خوشحالترم از این که او انگشتش را بیندازد و ببیند که من چه انگشتری دارم.
بلرزد بخاک اندرون جان من
که یحیی کند باز یخدان من
هوش مصنوعی: جان من باید به زمین لرزشی بیفتد تا یحیی دوباره به حیات بازگردد.
محمد قوی پنجگان را بخواند
خروشی بر آورد و اشگی فشاند
هوش مصنوعی: محمد با صدای بلند به یاد پنج نفر بزرگ سخن گفت و این صحبتها باعث شد که احساسی عمیق در او ایجاد شود و اشکهایش بریزد.
که ای دوستان وقت غمخواریست
یک امروز در چشم ما تاریست
هوش مصنوعی: ای دوستان، امروز وقت همدردی و کمک به یکدیگر است، چرا که امروز در چشم ما غم و اندوهی وجود دارد.
بباید که این مال بیرون برید
سوی خانه خویشتن بسپرید
هوش مصنوعی: باید این اموال را به خانه خود ببرید و تحویل دهید.
بدین گونه استاد و بردند مال
در اندر خریطه زر اندر جوال
هوش مصنوعی: به این صورت، استاد و نگهبانان، اموال را جمعآوری کردند و در sack طلا قرار دادند.
همه کسوت روم و دیبای چین
سمور و خز و رخت ابریشمین
هوش مصنوعی: همه لباسهایم از روم و چین است، از بهترین پارچههای ابریشمی و خز و سمور.
ز افزونی دیبه ششتری
جهان تنگ تر شد ز انگشتری
هوش مصنوعی: با افزایش دیبای ششتری، دنیا به اندازه یک انگشتری تنگتر شد.
به هر یک جداگانه تسلیم شد
همه جیبشان پر زر و سیم شد
هوش مصنوعی: هر یک از آنها به تنهایی تسلیم شدند و همین باعث شد که جیبهایشان پر از طلا و نقره شود.
که چون باز آرد، دگر باره ساز
همه برده خود بیارند باز
هوش مصنوعی: چون او (خدا) به ما فرصتی دهد، همه بندگانش را دوباره به سوی خود باز میگرداند و از نو آنها را میسازد.
نگردد یکی جبه شان حیف و میل
بسنجند مقدار هر یک بکیل
هوش مصنوعی: هر کسی باید ارزش فردی و شخصیت دیگران را بر اساس ویژگیها و اعمال خودشان بسنجند و نباید به خاطر ظاهر یا شکل آنها قضاوت نکنند.