برگردان به زبان ساده
آفتاب آمد سریر آسمان را پادشاه
اختران همچون سپاهند و سپهسالار ماه
هوش مصنوعی: خورشید در آسمان طلوع کرده و مانند یک پادشاه بر فراز اختران قرار دارد، در حالی که ماه به عنوان فرمانده این سپاه ستارگان حضور دارد.
ماه اگر در شب نتابد کس ز نور اختران
کی تواند ساخت محفل کی تواند جست راه
هوش مصنوعی: اگر ماه در شب نتابد، هیچکس نمیتواند با نور ستارهها تجمعی به وجود بیاورد و هیچکس نمیتواند راهی را پیدا کند.
گفت تهمورث که باشد شه شاهینی قوی
شهپرش میدان سپهسالار و چنگالش سپاه
هوش مصنوعی: تهمورث گفت که چه کسی میتواند شاهی باشد مثل شاهین، با قدرت و توانایی، که بالهایش میدان نبرد را مدیریت کند و چنگالهایش سربازان را رهبری کنند.
نیز باشد ملک چون کشتی سپاهش بادبان
ناخدا آمد در این کشتی سپهسالار شاه
هوش مصنوعی: ای ملک، همانند یک کشتی است که سپاهش را مدیریت میکند. با این حال، ناخدای آن کشتی، سپهسالار شاه است.
تکیه گاه کشتی اندر بحر شد بر بادبان
لیک هوشی ناخدا بر بادبان شد تکیه گاه
هوش مصنوعی: کشتی در دریا به بادبانش تکیه کرده، اما اگر ناخدا هوشیار باشد، خود بادبان میتواند تکیهگاه خوبی باشد.
گر نباشد بادبان کشتی فرو ماند ز سیر
ور نباشد ناخدا در آب نتواند شناه
هوش مصنوعی: اگر بادبان کشتی نباشد، کشتی قادر به حرکت نخواهد بود و اگر ناخدا در دریا نباشد، شنا کردن نیز ممکن نیست.
این مثلها را بدان آوردمت کاری پدید
حجتی قاطع که در اثباتش ایزد شد گواه
هوش مصنوعی: این مثالها را برای تو آوردم تا دلیلی قوی و محکمی ارائه دهم که در تایید آن، خداوند خود شاهد است.
مرد باید بهر کار ایدون نه کار از بهرمرد
هم کله باید برای سر نه سر بهر کلاه
هوش مصنوعی: مرد باید برای انجام کارها از عقل و فکر خود استفاده کند، نه اینکه تنها به خاطر نقش و مسئولیت، کارها را بدون در نظر گرفتن هوش و تدبیر انجام دهد. همچنین، برای هر کاری نیاز به تناسب و هماهنگی وجود دارد؛ یعنی برای هر کاری باید از ابزار و وسایل مناسب استفاده کرد، که مشابه آن است که کلاه باید بر سر مناسب قرار گیرد.
کاروان را پیشوا باید کسی کاندر طریق
صادق از سارق شناسد طرف راه از ژرف چاه
هوش مصنوعی: برای هدایت کاروان، باید فردی آگاه و دلسوز وجود داشته باشد که بتواند در مسیر درست از موانع و خطرات شناسایی کند و راه صحیح را از مشکلات جدی تشخیص دهد.
ورنه در بیغوله غول آن کاروان یغما کند
یا شود در رود غرقه یا بچاه اندر تباه
هوش مصنوعی: اگر اوضاع چنین باشد، ممکن است در جای خالی و دورافتادهای دزدیده شود، یا اینکه در رودخانه غرق گردد، یا به چاهی سقوط کند و نابود شود.
در سپه باید سپهسالار کارآگاه خواست
هم بدین سان ملک را باید وزیری نیکخواه
هوش مصنوعی: برای رهبری سپاه، باید فرماندهای آگاه و با درایت انتخاب شود، همچنین برای اداره کشور نیز نیاز به وزیری خوب و دلسوز وجود دارد.
بی سپهسالار نتوان کار لشکر راست کرد
بی وزیر ایدون نشاید داشت کشور را نگاه
هوش مصنوعی: برای موفقیت در امور نظامی و کشورداری، وجود رهبر و وزیر ضروری است. بدون یک فرمانده و مشاور توانمند، ادارهی امور و نگهداری از کشور ممکن نخواهد بود.
زین سبب ایزد زمام لشکر و کشور سپرد
بر امیری کاردان بر آصفی با فر و جاه
هوش مصنوعی: به همین دلیل، خداوند فرماندهی لشکر و کشور را به دست امیری دانا و با تجربه به نام آصف سپرده است که دارای شکوه و مقام است.
صدر دستوران سپهسالار اعظم کو دمید
در تن این مملکت روحی ز نو روحی فداه
هوش مصنوعی: فرمانده کل کشور با قدرت و ارادهای تازه، جان تازهای به این سرزمین بخشید. روحی که فدای اوست، نشان از عشق و dedication او به وطن دارد.
ای خداوندی که بر مسکین و عاصی از کرم
هم ببخشی زر و گوهر هم ببخشائی گناه
هوش مصنوعی: ای پروردگاری که به نیازمندان و گناهکاران هم عطا میکنی، آنگونه که نه تنها از کرمت بهرهمند میشوند، بلکه از زر و جواهر هم برخوردار میسازی.
هم توئی سالار سالاران شه در کارزار
هم توئی دستور دستوران شه در بارگاه
هوش مصنوعی: تو هستی پیشوای بهترینها، در میدان نبرد و نیز فرمانده بزرگترها، در محفل و دربار.
هر که خواند مر ترا همسنگ این نامردمان
ناروا قولی فرا آورد افضی الله فاه
هوش مصنوعی: هر کسی که تو را با این نامردمان مقایسه کند، در واقع چیزی نادرست و بیاساس گفته است. خداوند با او مبارزه کند.
تو مهی آنان ستاره تو زری آنان نحاس
تو دری آنان خزف تو لاله آنان گیاه
هوش مصنوعی: تو مانند ماه درمیان ستارهها هستی، و مانند طلا در میان مسها، مثل دریا در میان خاکها، شبیه گل لاله در میان گیاهان هستی.
تو چه سیمرغی که نخجیرت همه پیل است و شیر
لیک می بینم رقیبان ترا بی اشتباه
هوش مصنوعی: تو چقدر بزرگ و شگفتانگیز هستی که شکارهای تو فقط از بزرگترین موجودات مانند فیل و شیر تشکیل شده است، اما من میبینم که رقبایت بدون خطا در پی تو هستند.
همچو غازانند از دشت آمده در آبگیر
خلق را ز آغاز غاز افکنده اندر قاه قاه
هوش مصنوعی: مانند غازانی که از دشت به سمت آبگیر آمدهاند، مردم را از ابتدا به خنده وا داشتهاند و در حال شادی و سرور هستند.
خوانده خود را از عظام اما عظامی بس رمیم
گشته با شوکت ز شوک قنفذو خار عضاه
هوش مصنوعی: منظور این است که اگرچه انسان از لحاظ ظاهری به خود و اندامش افتخار میکند و خود را قوی و زیبا میداند، اما در واقعیت ممکن است درونش پر از درد و آسیب باشد، مانند موجودی که با وجود تزئینات ظاهری، در خود خاری و زهر را پنهان کرده است.
آنک نشنیده است گوشش بانک کوس اندر نبرد
وآنکه ناورده است تیغش جوی خون ز آوردگاه
هوش مصنوعی: آن کسی که صدای نواختن طبل نبرد را نشنیده است، و آن که هنوز شمشیرش در میدان جنگ به خون آغشته نشده، نمیتواند سختیها و دشواریهای جنگ را درک کند.
چون دهد سامان بکار لشکر و کشور که نیست
نه ز زشتی انفعالش نز تباهی انتباه
هوش مصنوعی: وقتی کار لشکر و کشور به سامان برسد، دیگر نه زشت است و نه موجب تباهی و خرابی.
شخص آنکه چون کند آیینه را کش نیست چشم
مرد عنین کی برد دوشیزه را کش نیست باه
هوش مصنوعی: شخصی که مانند یک آیینه شفاف و روشن است، نمیتواند چشمپوشی کند از مردی که توانایی باروری ندارد و نمیتواند به یک زن دوشیزه توجه کند.
طبل پنهان چون زنم کز گر سیاره بود
کشتی این مملکت بی ناخدا از دیرگاه
هوش مصنوعی: هرگاه که صدای طبل را به گوش میرسانم، این کشتی کشور که در دل این فضا بوده، به مانند کشتیای است که بدون ناخدا در دریا سرگردان شده است.
تالی جزار و سلاخ است نی شمشیر زن
کز سنانش در بنان بینی شفا و اندر شفاه
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که در حقیقت، کسی که برش و جدایی ایجاد میکند، نه یک انسان جنگجو، بلکه یک هنرمند است که با دقت و مهارت خود میتواند باعث بهبود و درمان شود. او مانند یک جراح عمل میکند و هنر او در برش زدن میتواند به بهبودی و شفا منجر شود.
پیکر این ملک عور وگنج خالی از درم
پایها مانده تهی از موزه سرها از کلاه
هوش مصنوعی: بدن این سرزمین آسیبدیده و گنجی که از ثروت خالی است، همچون بنایی که بر روی پای خود ایستاده، از سرها و کلاهها خالی شده است.
چون تو گشتی باغبان در باغ ما فی الفور گشت
باغ سرسبز از ریاضی نهر سرشار از میاه
هوش مصنوعی: وقتی تو به عنوان باغبان در باغ ما حاضر شدی، ناگهان باغ به طرز چشمگیری سرسبز و زیبا شد و نهرها پر آب گردیدند.
از نظام ملک و سامان سپاه و دفع خصم
کس نیارد در سه قرن آنرا که کردی در دو ماه
هوش مصنوعی: در مدت سه قرن، کسی نمیتواند آنگونه که تو در دو ماه انجام دادی، نظام کشور و ترتیب سپاه و دفع دشمن را سامان دهد.
پارها ار دوختی با سوزن تدبیر و رای
خصم را کردی بسان رشته در سوزن دو تاه
هوش مصنوعی: اگر دوختن کارها را با سوزن تدبیر انجام دهی، میتوانی تدبیر و نقشه دشمن را مانند رشتهای در سوزن جمع کنی.
اندرین کشتی بسان نوح گشتی ناخدا
چون ترا فضل خدا شد یار و تایید آله
هوش مصنوعی: در این کشتی که مانند کشتی نوح است، تو ناخدای آن شدی. هنگامی که خداوند به تو لطف و یاری عطا کرد، این مقام و مسئولیت به تو داده شد.
کار دولت راست فرمودی بدین حال نژند
درد ملت ساختی درمان بدین روز سیاه
هوش مصنوعی: دولت به درستی عمل کرده است، اما حال ملت را triste و دردمند کرده و درمانی برای این روزهای تاریک نیافته است.
کشوری را امنیت دادی و ملکت را نظام
لشکری را برگ آوردی رعیت را رفاه
هوش مصنوعی: تو به کشور خود امنیت و آرامش بخشیدی و برای سرزمینت نظام و ساختار ایجاد کردی. همچنین به مردم خود رفاه و آسایش عطا کردی.
زین عجبتر کانچه با شمشیر بستانی ز خصم
هم بتدبیرش برای دوستان داری نگاه
هوش مصنوعی: این عجیبتر است که تو با شمشیر و قدرت خود، دشمنان را تحت تدبیر و تدبیر قرار میدهی، اما به همان اندازه برای دوستانت نیز توجه و مراقبت داری.
این وزیرانی که فرمودی ز حکمت انتخاب
هر یکی را برتر از خورشید و مه شد پایگاه
هوش مصنوعی: این وزیرانی که دربارهشان صحبت کردی، به دلیل انتخاب حکیمانهشان، هر یک از آنها از خورشید و ماه هم برتر محسوب میشوند و جایگاه بالایی دارند.
ویژه در عدلیه کز داد علاء الملک راد
وارهید از بند بیداد محاکم دادخواه
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در سیستم قضاوت، به ویژه در زمینه عدالت، از دادگستری الهام گرفته شده و با قدرت سرسختی علیه ظلم و بیعدالتی میجنگیم تا دادخواهی به حق انجام شود.
فرخا سردار منصور آنکه از انوار فضل
او چو خورشید است و ایوان وزارت صبحگاه
هوش مصنوعی: فرخا سردار منصور، شخصی است که نور و فضیلت او مانند خورشید میدرخشد و مقام وزارت او مانند سپیدهدمی روشن و دلپذیر است.
کو سپهداری بگیتی همچو سردار کبیر
هم نگهدار سپه هم پاسبان بر تخت و گاه
هوش مصنوعی: شخصی در دنیا وجود ندارد که مانند فرمانده بزرگ، هم نگهبان سپاه باشد و هم محافظ تخت و مکانهای مهم.
وان وزیران دگر هر یک ز فکر افروختند
در شب تاری چراغ روشن اندر شاهراه
هوش مصنوعی: آن وزیران دیگر هر یک در دل خود اندیشهای روشن کردند و در شب تاریکی، چراغی روشن کردند در مسیر شاه.
دولت و اقبال را پیوسته اندر اکتناف
دانش و فرهنگ را همواره اندر اکتناه
هوش مصنوعی: شانس و سعادت همیشه در جستجوی دانش و علم است و فرهنگ نیز همیشه به دنبال آموزش و پرورش است.
تو ز عالم برتری زان رو که اعیان و وجوه
بر درت سایند از طاعت نواحل یا جباه
هوش مصنوعی: تو در مقام و منزلت بالاتری قرار داری، زیرا شخصیتهای بزرگ و معروف به در خانهات احترام میگذارند و بر در تو خم میشوند.
داورا دانی که من هرگز نگفتم مدح کس
کز مدیح خلق گردد پیل مور و کوه کاه
هوش مصنوعی: ای دادرس، میدانی که من هیچگاه نگفتم که مدح و ستایش کسی باعث میشود که چیزهای بزرگ و مهم به چیزهای کوچک و ناچیز تبدیل شوند.
لیک از مدح تو دارم حرزها بیحد و مر
وز دعایت بسته ام تعویذها بیگاه و گاه
هوش مصنوعی: اما من به خاطر ستایش تو، دعاهایی بیپایان دارم و در هر زمان دعایت را چون تعویذهایی به همراه دارم.
این توئی در مرز رستمدار صد رستم بیار
وین منم اندر فراهان همچو بونصر از فراه
هوش مصنوعی: تو در مرز رستگاری همچون صد قهرمان با قدرت ظاهر میشوی و من در شهر فراه، مانند فردی به نام بونصر، زندگی میکنم.
تو بدو معنی ولی من با دو معنی صادقم
یا ولی الصادقین ما را توئی پشت و پناه
هوش مصنوعی: تو خود به دو معنا هستی، اما من در گفتارم صداقت دارم. تو تنها پناه و یاری ما هستی.
گر نگاهی گاه و بیگاه افکنی بر بنده ات
عمر جاویدان دهی مر بنده را از یک نگاه
هوش مصنوعی: اگر گاهی نگاهی به بندگانت بیندازی، میتوانی به او عمر جاودانهای ببخشی با یک نگاه.
اعظم ارکان ایران خوانمت چونان که هست
اعظم ارکان ایمان در بر یزدان صلوه
هوش مصنوعی: تو را بزرگترین رکن ایران میدانم، همانگونه که بزرگترین رکن ایمان در نزد خداوند نیز هستی.
تا نوای بلبل آید در بهار از چار فصل
تا سرود زایل آید از نوا در چارگاه
هوش مصنوعی: با آمدن بهار، صدای بلبل در فضا طنینانداز میشود و در این زمان دیگر صدای نوا و آهنگهای دیگر از بین میرود و فقط صدای دلنشین بلبل باقی میماند.
طره مشکین ببوی و بذله شیرین بگوی
دلبر سیمین بجوی و ساغر زرین بخواه
هوش مصنوعی: موهای سیاه و خوشبو را استشمام کن و از محبت شیرین صحبت کن. معشوق زیبا را جستجو کن و جام زرین را طلب کن.
راهبت در دیر شاکر زاهد اندر صومعه
حاجی اندر کعبه داعی عارف اندر خانقاه
هوش مصنوعی: راهبی در صومعه به شکرگزاری مشغول است، زاهدی در مکان عبادت خود زندگی میکند، حاجیای در کعبه در حال دعا و عبادت است و عارفی در خانقاه به悟 و معرفت میپردازد.