برگردان به زبان ساده
بس که جستم تا بیابم من از آن دلبر نشان
تا گمان اندر یقین گم شد یقین اندر گمان
هوش مصنوعی: هرچه بیشتر تلاش کردم تا نشانهای از آن معشوق پیدا کنم، گمان و شک جای یقین را گرفت و حالا درگیر تردید شدهام.
تا که میجستم ندیدم تا بدیدم گم شدم
گم شده گم کرده را هرگز کجا یابد نشان
هوش مصنوعی: تا زمانی که به دنبال او بودم، نتوانستم او را پیدا کنم. اما وقتی که او را دیدم، خودم را گم کردم. حالا که گمشدهام، نمیدانم نشانهاش کجا را باید جستجو کنم.
در خیال من نیامد در یقینم هم نبود
بی نشانی که صواب آید ازو دادن نشان
هوش مصنوعی: در ذهن من هیچ وقت نیامد و در واقعیت هم نبود، که بدون نشانهای میتوان به چیزی درست پی برد.
چند گاهی عاشقی برزیدم و پنداشتم
خویشتن شهره بکرده کو چنین و من چنان
هوش مصنوعی: مدتی در عشق به سر بردم و فکر میکردم که من هم از مشهوران دنیا هستم، در حالی که دیگران به من چنین و من به خودم چنان میبالیدم.
در حقیقت چون بدیدم زو خیالی هم نبود
عاشق و معشوق من بودم ببین این داستان
هوش مصنوعی: وقتی به حقیقت نگریستم، متوجه شدم که هیچگونه خیالی در کار نیست. من عاشق و معشوق خودم بودهام. ببین این چه داستانی است.