اشعار پراکنده
ابوالمؤید بلخی
»
اشعار پراکنده
شمارهٔ ۱ - رباعی : صفرای مرا سود ندارد نلکا
شمارهٔ ۲ - ابیاتی از یک قصیده : انگشت را ز خون دل من زند خضاب
شمارهٔ ۳ : چون بر آهنجیدن تیغش بدید
شمارهٔ ۴ : هشیار و دلیر و سختکوش است
شمارهٔ ۵ : دل تا داشت پر ز خون باشد
شمارهٔ ۶ : سدکیس بر آمد و جهان شد روشن
شمارهٔ ۷ : میغ مانندهٔ پنبه است و ورا باد نداف
شمارهٔ ۸ : به بزم اندرون ابر بخشنده بود
شمارهٔ ۹ : ملول مردم کالوس بی محل باشد
شمارهٔ ۱۰ : ز آبنوس دری اندر او فراشته بود
شمارهٔ ۱۱ : دلیری که ترسد ز پیکار شیر
شمارهٔ ۱۲ : در نکوهیدن کسان دارد
شمارهٔ ۱۳ : رو ز کجیهای درون صاف باش
شمارهٔ ۱۴ : شکوفه همچو شکاف است و میغ دیباباف
شمارهٔ ۱۵ : نباشد بس عجب از بختم ار عود
شمارهٔ ۱۶ : عید شد دیگر که آن دلدار شنگ
شمارهٔ ۱۷ : در پژوهیدن اسرار علوم
شمارهٔ ۱۸ : ببینیش اگر گاه رز کاشتن
شمارهٔ ۱۹ : بسا کسا که ندیم حریره و بره است
شمارهٔ ۲۰ : ...