برگردان به زبان ساده
خداوند آگهی کایم به خدمت
از آن آیم که آن دیدار بینم
هوش مصنوعی: خداوند، من به حضور تو میآیم تا به خاطر آن دیدار زیبا که با تو دارم، در خدمتت باشم.
نه زان آیم که هم چون حلقه ی در
نشینم بر در و دیوار بینم
هوش مصنوعی: من از اینجا نمیآیم که مانند حلقه در، فقط بر در و دیوار نگاه کنم.
درین مجلس که صاحب مجلش را
ز نخل عمر برخوردار بینم
هوش مصنوعی: در این محفل، کسی را میبینم که از درخت عمر خود میوه میچیند و بهرهمند است.
اگرچه کمتر از من کم توان یافت
کم از خود بینم و بسیار بینم
هوش مصنوعی: هر چند افراد کمتوانی را کمتر از خودم میبینم، اما در درون خودم احساس کمتری را ندارم و از خودم چیزهای زیادی میبینم.
مرا بر دل همین یارست ورنه
نیایم بیش چون کم بار بینم
هوش مصنوعی: من تنها به خاطر دل همین یار میآیم، وگرنه اگر کمتر از او را ببینم، دیگر نمیآیم.
بدا داری که در جنب عزیزیش
عزیزان جهان را خوار بینم
هوش مصنوعی: من در کنار عزیزش، دیگر عزیزان جهان را ناچیز میبینم و از این موضوع احساس بدی دارم.
که گر آسان نیایم باز پیشت
ازین پس زندگی دشوار بینم
هوش مصنوعی: اگر به آسانی نتوانم به تو نزدیک شوم، از این پس زندگی را سختتر میبینم.
تو خورشیدی ولی مه نیستم من
چرا در هرمهت، یکبار بینم
هوش مصنوعی: تو مثل خورشید درخشان هستی، اما من شبیه مه هستم. چرا یک بار هم نمیگذاری که در کنار تو باشم و نور و گرمای تو را حس کنم؟