برگردان به زبان ساده
و اخوه ابوالقاسم، محمد و جعفر ابنا احمد بن محمد المقری و بوعبداللّه صحبت کرده بود با یوسف حسین رازی وعبداللّه خراز رازی و مظفر کرمان شاهی و رویم و حریری وابن عطا٭ ووی از فتی مشایخ بود و سخیتر ایشان، و نیکو خلقتر و بلند همت و ورع، در سنه ست و ستین و ثلثمائه برفته از دنیا. و اما بوالقاسم از اجلهٔ مشایخ خراسان بود، یگانه «مشایخ» در وقت خود، و طریقت نیکو و عالی حال و شریف همت. شیخ سلمی گوید: که کسی ندیدهام از مشایخ در سمت و وقار او، و نشست وی صحبت کرده بود بابوالعباس عطا و جریری٭ و ابن سعدان و بوبکر ممشاذ و بوعلی رودباری٭ و در سنه ثمان و سبعین و ثلثمائه برفته از دنیا به نشاپور و حدیث داشت.
هوش مصنوعی: ابوالقاسم، محمد و جعفر، فرزندان احمد بن محمد مقری، درباره انسانهایی چون یوسف حسین رازی و عبدالله خراز رازی و مظفر کرمانشاهی و دیگر مشایخ صحبت کرده بودند. این افراد از جوانان برجسته و سخاوتمند بودند و از نظر اخلاقی نیکو، با همت بلند و پرهیزگارانه شناخته میشدند. در سال ۳۶۳ هجری از دنیا رفتند. ابوالقاسم نیز از بزرگترین مشایخ خراسان بود و در زمان خود فردی یگانه بهحساب میآمد که طریقتی نیکو و عالی داشت. شیخ سلمی میگوید که هیچ یک از مشایخ را با مقام و وقار وی ندیده است. او با ابوالعباس عطا، جریری، ابن سعدان، بوبکر ممشاذ و بوعلی رودباری در ارتباط بود و در سال ۳۷۸ هجری در نشاپور فوت کرد و دارای احادیث زیادی بود.
با منصور صابونی گوید: کی از بوعبداللّه مقری شنودم که گفت: الفقیر الصادق الذی یملک کل شییء و لا یملکه شیء و سلمی گوید: که از شیخ بوالقاسم مقری رازی شنودم که گفت: الفتوة رویة فضل الناس بنقصانک. وهم وی گفت: الحریة موافقة الاخوان فیماهم فیه، ما لم یکن خلافاً للعلم، و هم وی گفت: التصوف استقامة الاحوال مع الحق. و بوعلی صفار رازی گوید: کی بوعبداللّه مقری گفت برادر بوالقاسم: من تعزر عن خدمة اخوانه اورثه اللّه ذلالا انفکاک له منه ابداً هر که او خدمت از یاران و برادران خویش دریغ دارد او را اذلی دهند که هرگز از آن بنرهد بوالفرج ورثانی گوید: که بوعبداللّه مقری گفت: ما اقبل احد منی حدیثاً الا رأیت له منة علی لا یمکنی الفیام بواجبها ابداً.
هوش مصنوعی: منصور صابونی نقل میکند که از بوعبدالله مقری شنیده که میگوید: فقیر صادق کسی است که همهچیز را دارد ولی هیچ چیزی او را ندارد. سلمی نیز از شیخ بوالقاسم مقری رازی نقل میکند که میگوید: جوانمردی نشاندهندهی فضیلت مردم به واسطه کمبودهایشان است. او همچنین بیان میکند که آزادی وقتی با دوستان موافق است که بر خلاف علم نباشد، و همچنین میگوید که تصوف به معنای درستکردن حالها با حقیقت است. بوعلی صفار رازی نقل میکند که بوعبدالله مقری به برادر بوالقاسم میگوید: کسی که از خدمت به برادران خود امتناع کند، خداوند ذلتی به او عطا میکند که هرگز از آن رهایی نخواهد یافت. بوالفرج ورثانی نیز میگوید که بوعبدالله مقری بیان کرده: هیچ کس حدیثی از من نمیشنود مگر اینکه احساس منتی بر من دارد که هرگز نمیتوانم بهطور کامل جبران کنم.