برگردان به زبان ساده
ابوالحسن بنان بن محمد بن حمدان بن سعید المصری گفتند که باصل از واسط بود بمصر نشستی و آنجا برفت از دنیا در ماه رمضان سنه ست عشرة و ثلثمائه. وی از مهینان مشایخست و گوینده بود بحق و امر معروف او را مقاماتست مشهور و کرامات ظاهر. با جتید صحبت کرده بود و خراز و از مشایخ آن وقت، گویند که از استاذان حصری است.
هوش مصنوعی: ابوالحسن بنان از خانوادهای معروف در واسط به دنیا آمد و به قاهره رفت و در آنجا زندگی کرد تا اینکه در ماه رمضان سال ۳۱۶ هجری به رحمت خدا رفت. او از علمای بزرگ و اهل سخن بود و به حق در مقامها و ویژگیهای معنویاش شناخته شده بود. او با بزرگانی چون خراز ارتباط داشت و گفته میشود که از شاگردان استاد حصری بوده است.
شیخ الاسلام گفت: کی وی نه حمال بود، کی وی امام بود ابن طیلون ویرا در خانه کرد در چاه باشیر، که احتساب کرده بود و امر معروف. روز سدیگر بیرون کردند. گفتند او را مگر ترا رنج بود ازشیر؟ گفت: نبود رنج، جز آنکه شیر مرا میلیسید، ودر آب دهن شیر فقها را خلافست.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام گفت: آیا او فقط یک باربر بود، یا اینکه امام بود؟ ابن طیلون او را در خانه در چاهی نگه داشت، چرا که حسابرسی انجام داده بود و به امر معروف مشغول بود. در روز دیگری او را بیرون کردند. از او پرسیدند آیا از شیر رنج میبردی؟ او پاسخ داد: رنجی نداشتم، جز اینکه شیر مرا لیس میزد و در آب دهان شیر، فقها نظرهای متفاوتی دارند.
شیخ بوعلی رودباری٭ حکایت کرده از وی، بنان گفت: من کان یسره ما یضره متی یفلح؟ پرسیدند ویرا از مهینه احوال صوفی. گفت: الثقة بالمضمون والقیام بالاوامر و مراعات السر والتخلی من الکونین بالتسبب بالحق. قال الدقی سمعت بنان یقول: ان افردته بالربوبیة افردک بالعنایه والامر بیدک ان نصحت صافوک و ان خلطت خلوک.
هوش مصنوعی: شیخ بوعلی رودباری حکایت کرده است که بنان میگوید: اگر کسی به آنچه برایش راحت است توجه کند و از آن بپرهیزد، آیا به موفقیت خواهد رسید؟ از او درباره وضعیت صوفیان سؤال کردند. او پاسخ داد: اعتماد بر حمایت مورد نظر، اجرای دستورات، حفظ اسرار و دوری از دوگانگی و وابستگی به حق. آنگاه دقی میگوید که شنیدهام بنان میگوید: اگر تو را به پروردگاری خاص دعوت کند، او تو را نیز از نعمت و توجه بهرهمند خواهد ساخت. کار در دست خودت است، اگر نیکوکار باشی رویکردت صاف خواهد بود و اگر در کارهای خود آمیخته باشی، وضعیتت مختلط خواهد شد.
بنان حمال گوید: کی در تیه بنیاسرائیل میرفتم، شخصی دیدم مهول بجای آوردم کی از اهل غیبست نه از شیطان. ویرا گفتم: مرا وصیتی کن: گفت: بنان! ان کان اللّه اعطاک من سرسره سراً فکن مع ما اعطاک و ان کان اللّه لم یعطیک من سرسره سراً فکن علی الظاین من المسلمین و علیک بکتبه و حدیث رسوا اللّه .
هوش مصنوعی: بنان حمال میگوید: در حال عبور از بیابان بنیاسرائیل، فردی را دیدم که از عالم غیب بود و نه از شیطان. از او خواستم که برایم وصیتی کند. او گفت: بنان! اگر خداوند به تو اسراری عطا کرده، با آنچه به تو داده رفتار کن و اگر خداوند به تو هیچ چیزی نداده است، با مسلمانان خوب رفتار کن و به کتاب و گفتار رسول خدا توجه کن.
شیخ الاسلام گفت: کب بوالحسن مزین دو بودهاند، یکی کبیر و یکی صغیر «مزین مهین و مزب کهین» مزین مهین از اهل بغداد بود و گور مهین در بغدادست و آن کهین در مکه و اللّه اعلم. و مهین صاحب اجتهاد بود و تعبد. شاگردوی گفت: الکلام من غیر ضرورة مقت من اللّه بالعبد. شیخ الاسلام گفت: که گرد کردار گرد، که از گفتار جز گرفتاری ناید.
هوش مصنوعی: شیخ الاسلام بیان کرد که دو شخصیت به نام «مزین» وجود داشتهاند: یکی به نام «مزین کبیر» و دیگری «مزین صغیر». مزین مهین اهل بغداد بود و آرامگاه او در این شهر قرار دارد، در حالی که مزین کهین در مکه است و خدا داناتر است. مزین مهین فردی اجتهادگر و متعهد به دین بود. یکی از شاگردان او گفت: "گفتار بدون ضرورت موجب خشم خدا بر بندگان است." شیخ الاسلام در پاسخ گفت: "باید مراقب عمل خود بود، زیرا از گفتار تنها مشکلات و گرفتاری به وجود میآید."