الهی در یافتی خود یاری و یادگاری، معنی دعوی صادقانی، فروزندهٔ نفسهای دوستانی آرام دل غریبانی چون در میان جانی، از بیدلی میگویم که کُجایی جان را زندگی می باید تو آنی به خود و از خود ترجمانی، به حق تو بر حودت که ما را در سایهٔ غرور ننشانی و به عز وصال خود رسانی.
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
الهی در یافتی خود یاری و یادگاری، معنی دعوی صادقانی، فروزندهٔ نفسهای دوستانی آرام دل غریبانی چون در میان جانی، از بیدلی میگویم که کُجایی جان را زندگی می باید تو آنی به خود و از خود ترجمانی، به حق تو بر حودت که ما را در سایهٔ غرور ننشانی و به عز وصال خود رسانی.
هوش مصنوعی: خدایا! در درک و دریافت خود یاری و نشانهای از تو دارم. در اینجا، حرف و حدیثهایی از صداقت وجود دارد که به زندگی و آرامش دوستان خاصی اشاره میکند، مانند انسانهایی که در دنیای خود و در کنار هم با عشق و محبت زندگی میکنند. از دل بیپناهیام میگویم که تو کجایی و زندگی بر من چیره شده است. تو باید درونت زندگیات را بیابی و به خودت آگاه باشی. به حق خودت، ما را در سایه غرور نگذاری و به پیوندی از عشق و وصال خود برسانی.
چشمم همی بخواهد دیدارت
گوشم همی بخواهد گفتارت
هوش مصنوعی: چشمم به دنبال دیدنت است و گوشم مشتاق شنیدن صدایت میباشد.
همت بلند کردند این هر دو
هر چند نیستند سزاوارت
هوش مصنوعی: این دو نفر با اراده و عزم راسخ به کار بزرگ دست زدهاند، هرچند که ممکن است شایستگی لازم را نداشته باشند.