الهی از آرندهٔ غم پشیمانی در دلهای آشنایان و ای افگنده سُوز در دل تایبان ای پذیرندهٔ گناهکاران و معترفان ف کسی باز نیامد تا باز نیاوردی و کسی راه نیافت تا دست نگرفتی، دستگیر که چون تو دستگیر نیست دریاب که جُز تو پناه نیست و پرسش ما را جُز تو جواب نیست و درد ما را جُز تو دوا نیست و از این غم جُز تو ما را راحت نیست.
اطلاعات
منبع اولیه: سید جابر موسوی
تعداد ابیات:
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
الهی از آرندهٔ غم پشیمانی در دلهای آشنایان و ای افگنده سُوز در دل تایبان ای پذیرندهٔ گناهکاران و معترفان ف کسی باز نیامد تا باز نیاوردی و کسی راه نیافت تا دست نگرفتی، دستگیر که چون تو دستگیر نیست دریاب که جُز تو پناه نیست و پرسش ما را جُز تو جواب نیست و درد ما را جُز تو دوا نیست و از این غم جُز تو ما را راحت نیست.
هوش مصنوعی: خداوندی که غم و پشیمانی را از دل دوستان دور میکنی و آتش اشتیاق را در دل خوبان میاندازی، ای کسی که گناهکاران و کسانی را که اعتراف کردهاند میپذیری؛ هیچکس تا به حال به تو مراجعه نکرده و برنگشته است، و هیچکس به راه درست نرسیده مگر اینکه خودت او را راهنمایی کردهای. یاری دهندهای که مانند تو وجود ندارد، بدان که جز تو پناهی نیست و پاسخ سوالات ما فقط در دست توست. دردهای ما جز برطرفکنندهای چون تو درمان نمیشود و جز تو هیچکس نمیتواند ما را از این غم آسوده کند.