برگردان به زبان ساده
ای عزیز هر که دانست که خالق در حق خلق تقصیر نکرد از بد پاک شد و هر که دانست که قسام قسمت روزی بدنکرد از حسد پاک شد طومار قسمت بیک خط است و گفتار آدمی سقط است
هوش مصنوعی: ای عزیز، هر کسی که بداند خالق در حق مخلوقات خود هیچ کوتاهیای نکرده، از بدیها پاک میشود. و هر کسی که بداند که تقدیر روزی از روی حسد نیست، از کینه و حسد پاک میشود. قسمت و سرنوشت مانند یک خط نوشته شده است و سخنان آدمی بیهوده و بیهدف است.
همه در خواب غرورند و مشغول نشاط و سروراند می پندارند کانچه می باید دارند وای از آن دمی که پرده از روی کار بردارند
هوش مصنوعی: همه در خواب خوشخالی و شادی هستند و فکر میکنند که تمام آنچه نیاز دارند را دارند. اما وای به حالشان وقتی که واقعیتها را ببینند و پرده از روی حقیقت کنار برود.
سخن جز براستی نباید گفت و راست را نباید نهفت، صحبت خلق دردیست که دوایش تنهائیست عارف را از باطن نه با خلق صحبت و از خلق جدائیست درد فراق نه نیکوست اما چاشنی شوق و ذوق در دست گریه ای که از فراق است خون و آب است و خونابه ئی که از وصالست روح نایابست اگر چه شب فراق بس تاریک است دل خوش دار که صبح وصال بس نزدیک است
هوش مصنوعی: باید تنها حقیقت را گفت و هیچ چیز نباید پنهان کرد. صحبت با مردم دردهایی به همراه دارد که درمانش تنها تنهایی است. عارف در درون خود با دیگران صحبت نمیکند و از آنها جدا است. درد جدایی خوب نیست، اما شوق و علاقهای که از این جدایی ناشی میشود، به مانند اشکی است که از فراق میریزد. در حقیقت، روحی که در جستجوی وصال است، ارزشمند است. هرچند شب جدایی بسیار تاریک است، اما دلگرم باش که صبح نزدیک وصال در راه است.
دیده از ظلمت شب هر چند در خفاست اما امید روشنی صبح در قفاست
هوش مصنوعی: گرچه شب تاریک و ظلمانی است و به نظر میرسد همهجا در خاموشی فرو رفته، اما هنوز امیدی به روشنی صبح وجود دارد و این امید از دل تاریکی بیرون میآید.
آهسته باید بود لیکن دانسته باید بود دانسته بخرابات شدن رواست ونادانسته بمناجات شدن نارواست
هوش مصنوعی: باید با احتیاط و آگاهی عمل کرد. دانسته وارد مشکلات شدن قابل قبول است، اما ندانسته در نیایش و عبادت کردن نادرست است.
بهشت ببهانه میدهند اما به بها نمیدهند حال بهانه است و قال افسانه سالک از این هر دو بر کرانه، طاوس را رنگ باید و رفتار و عندلیب را آهنگ باید و گفتار
هوش مصنوعی: بهشت را به بهانههایی نشان میدهند، اما بهای واقعی آن را نمیدهند. در حقیقت، این فقط یک بهانه است و داستانی افسانهای. سالک باید از این دو جنبه به دور باشد. برای رسیدن به هدف، باید زیبایی و رفتار طاوس را داشته باشد و شعر و آهنگ خوشصدای بلبل را بیاموزد.
دیده خود را در میان نه بیند زیرا که خود را در میان نه بیند هر چند که نفس طالب بقاست اما بقای جاویدان در فناست
هوش مصنوعی: چشم خود را به میان نبر، چون اگر خود را در وسط ببینی، هرچند که نفس انسان به دنبال دوام است، ولی واقعیّت جاودان در نابودی و فنا نهفته است.
این مرتبه را بلند و پستی نبود
خود بینی و خویشتن پرستی نبود
هوش مصنوعی: این مرحله از زندگی نه بالا و نه پایین است، و در آنجا خودخواهی و خودبینی وجود ندارد.
در هر قدمش زینست بینی اثری
جائی برسی که نام هستی نبود
هوش مصنوعی: در هر قدمی که او برمیدارد، نشانهای از خودش را میبینی و به جایی میرسی که نامی از وجود ندارد.