برگردان به زبان ساده
از میدان کرامت میدان حقیقت زاید. قوله تعالی: «و علمناه من لدنا علما». اصول حقایق سه است با آنکه شرایع همه حقایقست و هر چه حقست همه حقیقتست. از آن سه حقیقت یکی آنست که اللّه تعالی بدان عالمست و بدان واقف و یکتا و بس، علم خدای بپا و سر هر کار و نهاد هر کار علم آن ویراست، و اسرار وی در احکتم وی، و تأویل پوشیدههای وی بر خلق وی. ودیگر حقیقت آنست که در خضر آموخت صلوات اللّه علیه، پوشیده بر موسی، و خضر بدان دانا؛ و از آن سه چیز در تنزیل پیدا کرد: شکستن کشتی، و کشتن غلام، و راست کردن دیوار. سیم حقیقت آنست که حکیمان بدان بینااند، و عارفان بدان دانا، و مبتصران از آن آگاه؛ و آن هزار جزوست بهزاد درجه بر سه ترتیب. اول الهام، و دیگر فراست، سیم ابصار. «فاذا هم مبصرون». ابصار دیدن چیزیست چنانکه آنست بنزدک اللّه و بدیدهور کردن اللّه آن چیز رهی را آنچه خواهد چندانکه خواهد آنرا که خواهد.
هوش مصنوعی: از میدان کرامت، میدان حقیقت به وجود میآید. خداوند میفرماید: «ما به او از خود علم آموختیم». اصول حقیقت سه تاست، هرچند که شریعتها هم خود حقیقتاند و هرچه که حق است، حقیقت است. یکی از این سه حقیقت این است که خداوند به همه چیز آگاه و یکتا است، علم او پایهگذار هر کاری است و اسرار او در احکامش نهفته است و آنچه در دل یا پوشیده دارد، به مخلوقاتش نمایان میشود. حقیقت دوم اینکه خضر، که درود خدا بر او باد، به گونهای به موسی آموخت، که آن علم در دست او بود و از آن سه واقعیت، در آیات قرآن نمونههای آن دیده میشود: شکستن کشتی، کشتن نوجوان و راست کردن دیوار. حقیقت سوم این است که حکیمان به آن بصیرت دارند، عارفان از آن آگاهاند و مبتصران به آن میرسند؛ و این به هزار جزء تقسیم میشود که سه مرتبه دارند: اول الهام، دوم فراست و سوم بصیرت. «پس ناگهان آنان بینا شدند». بصیرت به معنی دیدن چیزی است همانطور که نزد خداوند است و خدا هرچه بخواهد، آن را به ما نشان میدهد.